X
تبلیغات
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
 
 
عرض ادب و تبریک بمناسبت حلول ماه شعبان و ایام میلاد حضرت علی اکبر ع و حضرت صاحب الزمان عج ميهمان گرامي به وبلاگ بــــوی پــیـراهـن حــسـین ع خــوش آمــدیـد.مـنت بـزارید وبـانـظرات سازندتون حقیر رو در این امر یاری کنید.... باتشکرمديريت وب.جهت دســــترسی راحت تر به مطالــب بروز شده از آرشیو موضوعات استفاده کـنید ****بدلیل حجم بالای مطالب تا باز شدن صفحه منتظر بمانید****
مناسبتـــ بعدی:
میلاد شهزاده علــی اکیر صلوات الله علیه و میلاد با سر سعادت حضرت بقیة الله الاعظم حجت ابن الحسن العسگری علیه السلام 9 و 15 شعبان
 
 
اشعار حضرت خدیجه(س)
نوشته شده در نوزدهم مرداد 1390
ساعتــ :
نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)

قطعه و مفرد


خار
دخترم را همه جا مونس و غمخوار شوید
نگذارید گلم زخمی هر خار شود

هجران
مادرم كودكی‌ام را تو به هجران بردی
حال من گوشه نشینِ غمِ هجران توأم

شرح
خیز از شرحِ فراقت به خدا مادر جان
همچو آغازِ رسالت پدرم تنها شد

رباعی و دوبیتی


یاری
هنوز عطرِ تو مادر به جسمِ من جاریست
هنوز زخمِ نبودن به سینه‌ام كاریست
ز مصحف مددت یك ورق به جا مانده
میان آن در و دیوار لحظه‌ی یاریست

تقدیم
مادرِ زهرا چو دل را بر نبی تقدیم كرد
جانثاری بهر احمد را به خود تصمیم كرد
با نثار جان و مالش نزد زهرا دخترش
یاری همسر نمودن را چنین ترسیم كرد

بوسه
میان اشك گفتم دخترت را
نبوسد این قدر رویت خدیجه
كه خود با روی نیلی روزگاری
شود مهمان رود سویت خدیجه

غربت
دل من ماتمی دیگر ندارد
غمی جز غربت كوثر ندارد
شب وصلت كنارِ یاسِ من باش
كه زهرا دخترم مادر ندارد

امّ ابیها
همسرم رفت ز هجرش غم دل وا گردید
بی كسی باز بر این عمر هویدا گردید
ای خدیجه بنگر بین كه چسان كودك تو
دخترت فاطمه‌ات امّ ابیها گردید

اشعار عروضی


مادرِ یاس
در سوگ تو آتشین دلم مادرِ یاس
هجران تو گشته قاتلم مادرِ یاس
زهرا به كنارِ قبر تو می‌گرید
از ناله‌ی او منفعلم مادرِ یاس
هر دیده‌ی احمد آسمانی ابریست
از آه نبی مشتعلم مادرِ یاس
در خلوت دل رسول با خود گوید
ای چاره‌ی حلِ مشكلم مادرِ یاس
در بزمِ عزای تو سرشكم جاریست
امشب شده غصه حاصلم مادر یاس
در ماه خدا اگر عزادار توأم
الطاف تو گشته شاملم مادرِ یاس
با جلب شفاعت رسول اكرم
كن در دو جهان تو قابلم مادرِ یاس

وفادار
ای یار وفادار كه رفتی ز برم
داغت شده خنجری میان جگرم
آن لحظه كه خم شدم برای تدفین
تا شد دگر و نایستاد این كمرم
با فاطمه دختر چه سازم بی تو
گرید به هوای تو بر این چشمِ ترم
ای كاش غم تو را تحمل بكند
تنهایی دخترم شده خونْ بصرم
هر صبح به هر شام كنار قبرت
دنبال گُل تو فاطمه در به درم
ای یار سفر كرده خدا یارت باد
من عقده‌ی دوریت به سینه ببرم
هر گاه كه دخترت نمازی خواند
یاد تو خدیجه می‌رسد بر نظرم

شوق
بیا ای محرم رازم، تو بودی شوق پروازم
شده نام تو آوازم، چه سازم با دلِ زهرا
ز داغت خون جگر گشتم، ببین بی بال و پر گشتم
چو از قبر تو بر گشتم، دگر شد یارِ من غم‌ها
به روز بی كسی من، تو تنها یاورم بودی
كنون مدیون تو هستم، برم نامت به هر نجوا
بیا بنگر به زهرایت، كه با دستش ز روی من
بگیرد خاك و خاكستر، ز سوز دل كند غوغا
همه هستی من بودی، كه رفتی آخر از دستم
من از این غصه بشكستم، شدم تنها تر از تنها

اشعار نو


در حال آماد سازی ...

ذكر و سرود


خداحافظی
گردِ غمِ بی مادری نشسته روی سرِ من
وقتِ خداحافظیه من و توئه مادرِ من
دو چشمانم شده مثلِ ابرِ تیره
شده ذكرم الهی مادر نمیره
پدر بی تو غریبه یاری نداره
دلِ زهرا از این ماتم بی‌قراره
وای مادر ـ وای وای (3)
با رفتنت مادرِ من زهرا رو مبتلا نكن
میونِ دشمنای دین مادر منو رها نكن
تو لحظه‌های آخرین نگات و از نگام نگیر
با خوندنِ اشهد خود زخمِ دلم رو وا نكن
پیشِ چشمام گلِ جسمت بر زمینه
ببین بابا ز هجرونت دل غمینه
شنیدم كه ملائك می‌گن به زاری
الا زهرا تو دیگر مادر نداری
وای مادر ـ وای وای (3)
پیشِ خدا خاطرِ تو خیلی عزیزه می‌دونی
تو جمع زن‌ها همیشه تو اوّلین مسلمونی
تو حامی پدر بودی در جهادش
همه غم‌ها كه دیدی مونده به یادش
تو رفتی و شده خونه بی تو خاموش
گرفتم جسمِ بی‌جانت را در آغوش
وای مادر ـ وای وای (3)

فدایی
من از روز ازل مهر محمّد را خریدم
فدایی‌اش شدم ختم نبوت را كه دیدم
به دل مُهرش نهادم
شدش همیشه یادم
به بحرِ عشق احمد
دلِ خود را فتادم
مصیبت وا مصیبت (3)
به خانه تا كه می‌آمد نبی با قلبِ محزون
به اشك دیده می‌شستم از او خاكستر و خون
سفارش كن تو احمد
مرا بر حقِ سرمد
شده وقت جدایی
خداحافظ محمّد
مصیبت وا مصیبت (3)
روم یارا بود زهرای من پیشت امانت
مبادا دشمنان و سیلی و ضرب و اهانت
تو را زهرا حبیب است
چون من بر تو طبیب است
تو و مظلومه دختر
گل یاسم غریب است
مصیبت وا مصیبت (3)

تنها
هر دم كه تنها می‌شدم
از غصه شیدا می‌شدم
با شبنمی از خنده‌ات
همچون گلی وا می‌شدم
وا غربتا واغربتا (4)
ای یارِ تنهایی من
دل بی تو در غوغا شده
بین خانه‌دار خانه‌ام
دردانه‌ات زهرا شده
وا غربتا واغربتا (4)
نامت خدیجه دم به دم
روی لبم و دل زمزمه‌است
بی تو پرستار غمم
ام ابیها فاطمه‌است
وا غربتا واغربتا (4)

شور و بحر طویل

مددی یا خدیجه  الا یا امّ الزهرا(س)
الا یا ایها الناس مرا شیدا نذارید
فاطمه دخترم را دگر تنها نذارید
قسم می‌دم شما را ای مردمِ مدینه
یاسِ دل خسته‌ام را به زیرِ پا نذارید
به روز بغض و كینه به پیشِ دشمنانش
تمام حاصلم را تو كوچه جا نذارید
مرا از مال دنیا فقط زهرا بمانده
رخِ زهرای من را برِ غمها نذارید

 

یا حضرت خدیجه(س)
امشب كه بی قرارم ـ هوای كعبه دارم ـ ببین چه دل فكارم ـ در سینه ناله دارم ـ چون می‌رسد به گوشم ـ از ناله‌های زهرا ـ در بین ناله گوید ـ ای وای مادر ندارم ـ بی‌مادری چه سخته ـ بی مادرا می‌دونند ـ نشونه‌ی یتیما ـ چشمای غرق خونند ـ ای دخترِ خدیجه ـ ماندی غریب و تنها ـ امشب به گریه گویم ـ وای از دلِ تو زهرا

 

داره از سفر میاداونی که دل تنگه براش
می پیچه تو گوش دل صدای آشنای پاش
میاد از یه راه دور یا داغ خورشید رو تنش
شبو آتیش می زنه یه دنیا نوره تو چشاش
باورم نمیشه خورشید به تنش بوسه زده
مگه اون راه رسیدن به ماهو بلده
نه نمیشه ،نه نمیشه
ماه وخورشید که به هم نمیرسن
آخه اون ماه منه به دیدن من اومده

اشعار بالا به زبان عربی :

جاءالحبیب الذی اهواه من سفر
والشمس قد اثرت فی وجهه اثرا
عجبت للشمس من تقبیل وجهه
والشمس لا ینبغی ان تدرک القمرا

 

 

من آن کنیز خدایم که یار طاهایم

منم که مادر امّ الائمه زهرایم

به افتخار کنیزی مصطفی این بس

که من شریک نبی در نشاط و غمهایم

خداست شاهد حالم که من چه‏ها دیدم

اگر چه شاد ز یک عمر امتحانهایم

گهی به شعب ابی طالبم گواه بلا

گهی ستم کش اهل حجاز و بطحایم

اگر بهشت برین جایگاه شأن من است

برای اینکه به دنیا مطیع مولایم

 

ز نیش طعنه نمام‏های آل قریش

هنوز وارث درد و بلاست زهرایم

تمام هستی خود را به عشق بخشیدم

به عشق اینکه به بیت نبی است مأوایم

ولی چه زود شنیدم پس از من و احمد

حریم عشق بسوزد به دست اعدایم

ستم به فاطمه‏ام از قدیم عادت داشت

از آن زمان که به دل بود انیس غمهایم

همیشه فاطمه می‏گفت از درون با من

که من یگانه معین تو در بلاهایم

خدا گواه بسوزم از این که در غم و درد

نبود سایه من بر سر تو، ای وایم

مرا کفن ز بهشت آید ای خدای حسین

اگر چه مادر آن بی کفن به صحرایم

منبع:سایت رمضان

 

 

 

 

می­سوزم از شرار نفس های آخرت
از لحن جانگداز وصایای آخرت
دستم به دست بی رمقت می­شود دخیل
در پیش دیدگان گهربار جبرئیل
دستم شبیه دست تو تبدار می­شود
دیوار غصه بر سرم آوار می­شود
رحمی نما به حال پریشان دخترت
مادر مکش عبای پدر را تو بر­ سرت
دلواپس غروب توام،آفتاب من
بر روزهای روشن من،رنگ شب مزن
در جام لحظه های خوشم شوکران مریز
مادر نمک به زخم جگرهایمان مریز
محزون رنج های پدر می­شوم مرو
من شاهد عزای پدر می­شوم مرو
مادر بمان کنار گل یاس باغ خود
آتش مزن به حاصل خود با فراق خود
فصل بهار خانه مان را خزان مکن
مادر بمان و نیت ترک جهان نکن
مادر حلال کن که دعایم اثر نکرد
شرمنده ام قنوت عشایم اثر نکرد
اشک غمت به ساحل پلک ترم نشست
سنگ فراق شیشه ی قلب مرا شکست
امن یجیب خواندن من بی­نتیجه ماند
زهرا یتیم گشت و پدر بی­خدیجه ماند
***وحید قاسمی***
شب است و بغض سکوت و صدای گریه آب
شکسته قلب رسول و ندارد امشب خواب
کنار بستر مرگ یگانه امّیدش
گرفته زمزمه،یا رب خدیجه را دریاب
*
همانکه هستی خود را به هستیَم بخشید
همانکه سوخت به پای منادی توحید
همانکه گرمی پشت رسالت من بود
و می تپید برای نبوت خورشید
*
در آن زمان که شب سرد کفر جولان داشت
زبان زخم عدو،تیغ تیز و بران داشت
خدیجه مرهم دلگرمی رهَم میشد
به آفتاب وجودم همیشه ایمان داشت
*
همانکه درک مقامش مقام می­آرد
و جبرئیل برایش سلام می­آرد
همان سرشت زلال و مطهری که خدا
ز نسل پاک و شریفش امام می­آرد
*
مقام و منزلتش را کسی چه می­داند
شریک امر رسالت همیشه می­ماند
قد خمیده و موی سفید او امشب
هزار روضه برای رسول می­خواند
*
برای مادر ایمان سزاست گریه کنیم
و با سرشک امامان سزاست گریه کنیم
برای آنکه ز من هم غریب تر گردید
شبیه شام غریبان سزاست گریه کنیم
*
قنوت امشب زهرا فقط شده مادر
به روی سینه مادر نهاده سر ،کوثر
الهی مادر یاسم غریب می­میرد
غریب بود و غریبانه جان دهد آخر
*
خدیجه گریه نکن این همه از این غم­ها
که گریه ها بنماید به جای تو زهرا
برای فاطمه امشب نماز صبر بخوان
ببوس سینه او را ببوس دستش را
*
اگر تو بودی،یاس تو غنچه وا می­کرد
بجای تکیه بر آن در ،تو را عصا می­کرد
اگر خدیجه تو بودی،به پشت در زهرا
بجای فضه در آنجا تو را صدا میکرد
*
خسوف بر رخ ماهش نمی­نشست ای کاش
و گوشواره ز گوشش نمی­گسست ای کاش
میان آن همه نامحرم و به پیش علی
کسی ز فاطمه پهلو نمی­شکست ای کاش
*
اگر کفن تو نداری عبای من به تنت
ولی چه چاره کنم بر حسین بی کفنت
می­آوری تو به مقتل خدیجه،زهرا را
چه میکنی تو در آن لحظه های آمدنت
***رحمان نوازنی***
از ماتم تو فاطمه جان گریه می کنم 
بی صبر می شوم و چنان گریه می کنم
یا اینکه در مصیبتت از دست می روم
یا اینکه با تمام توان گریه می کنم
زهرا به یاد غربت تو زار می زنم 
با قلب خسته و نگران گریه می کنم 
در التهاب نالة تو آب می شوم 
مانند شمع از دل و جان گریه می کنم
در پشت در به رنگ گل لاله می شوی 
پهلو شکسته ! ناله زنان گریه می کنم
با روضه های پهلو و بازو و چهره ات
با روضة بلال و اذان گریه می کنم
اصلاً ببین که با همة روضه های تو
اندازة زمین و زمان گریه می کنم
بانوی بی حرم به خدا من به یاد آن 
قبر بدون نام و نشان گریه می کنم
*

آه ای خدیجه مادر غم ! نه فقط شما
من هم به یاد مادرمان گریه می کنم
کی می شود شبی بدهم جان برایتان
عالم فدای غربت بی انتهایتان
*** یوسف رحیمی*** 

 

 

 

 

خبر پیک اجل مادر کوثر شده بود

صحبت از رفتن غمخوار پیمبر شده بود

 

مالک الموت برایش پرو بال آورده

مادر حضرت صدیقه کبوتر شده بود

 

وقف اسلام شد و وقف خدا و قرآن

عاشقانه چقدر حامی رهبر شده بود

 

اصلا از برکت او هست اگر اسلام است

اینچنین بود که او از همه برتر شده بود

 

تا چه حد است مقامش که کنار زهرا

نام او وارد ادعیه ی دفتر شده بود؟

 

بار بست همدم و دلدار پیمبر حالا

نوبت ام ابیهایی دختر شده بود

 

دختری ماند از او ، دختری همچون خود او

دختری که سپر و حامی همسر شده بود

 

چقدر غصه ی کج راهی مردم را خورد

چقدر آه شد و دیده ی او تر شده بود

 

علت بوی خوش شهر مدینه از اوست

عود آتش زده اند – شهر معطر شده بود !

 

دختری ماند از او دختری همچون خود او

زینبی که همه عمر وقف برادر شده بود

 

عزت و هیبت او هیمنه ی دشمن ریخت

خطبه خواند ، کوفه و می دید که حیدر شده بود

 

یک تنه خود یه سپاه است ، بترسد دشمن

چه کسی گفت که او لحظه ای مضطر شده بود

 

به کجا ختم شد این شعر چرا اینگونه  ؟

قافیه ها همگی مادر و دختر شده بود !

 

یاسر مسافر

 

 

 

امّ المؤمنین

 

بیچاره دستی که در این شب ها فقیرت نیست

یعنی دخیل دست های دستگیرت نیست

 

باید برای خانه ی تو زیر پایی شد

بیچاره بال جبریلی که حصیرت نیست

 

هرگر نمی خواهم ببینم آن شبی را که

در سفره ی افطار ما نان و پنیرت نیست

 

قربانی نامت شدن عین حیات ماست

مرده تر از مرده است هرکس که بمیرت نیست

 

تو منت دین خدا بر گردنم هستی

آری تو امّ المؤمنینی و نظیرت نیست

 

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی

کوری چشم دشمنانت مادرم هستی

 

ای همسر شایسته ی پیغمبر مکه

ای جده ی شهر مدینه ؛ مادر مکه

 

ای که برایت حاجیان احرام می بندند

قبر شریفت قبله گاه دیگر مکه

 

تو مادری ات نیز بوی نوکری میداد

می خواستی باشی کنیز دختر مکه

 

تو زینب پیغمبری و سال های سال

سینه سپر کردی برای رهبر مکه

 

هر جا که پیغمبر به جنگ فتنه ها می رفت

تو یک تنه بودی برایش لشگر مکه

 

مکه مدینه نیست در آتش نمی افتی

کاری با تو ندارد دیوار و در مکه

 

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی

کوری چشم دشمنانت مادرم هستی

علی اکبر لطیفیان

 

 

چگونه ای؟

مادر سلام حال غریبت چگونه است؟

مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است؟

 

حالی غریب داری و در فکر رفتنی

دردی به سینه داری و حرفی نمی زنی

 

داری برای رفتن خود چانه می زنی

موی مرا به گریه چرا شانه می زنی

 

با دانه های اشک تو افطار میکنم

همسایه را ز داغ تو بیدار میکنم

 

همسایه ها برای تو پرپر نمی زنند

داری تو میروی و به تو سر نمی زنند

 

مادر بگو که مکه چه آورده بر سرت

که قد خمیده میروی از پیش دخترت

 

مادر ! پدر غروب تو را گریه میکند

و خاطرات خوب تو را گریه میکند

 

بخشیده ای تمام خودت را به آفتاب

و زنده شد به مهر تو مادر ابوتراب

 

چیزی نمانده است که دیگر فدا کنی

باید برای رفتن زهرا دعا کنی

 

حالا که پر کشیدن تو گشته باورم

آیا کفن برای تو مانده است مادرم؟

 

هی تشنه میشوی و مرا میزنی صدا

و هی سلام می دهی امشب به کربلا

 

گریه گرفت و مکه دوباره در آب رفت

مادر دوباره وضو گرفت و دوباره به خواب رفت

 

مادر؛ پدر تشهد خود را تمام کرد

و جبرئیل آمد و بر تو سلام کرد

 

مادر جواب فاطمه را لااقل بده

یا لا اقل به دختر خود هم اجل بده

 

چشم و چراغ خانه ی خورشید الامان

رنگین کمان بیت نبوت نرو ...بمان

 

اینجا که مکه است مدینه چگونه است

جریان میخ و آن در و سینه چگونه است

 

اینجا بهانه نیست مدینه بهانه است

آنجا جواب گریه من تازیانه است

 

مکه اگر چه طعنه ی زخم زبان زدند

اینجا به دست های علی ریسمان زدند

 

مکه اگرچه در به روی خویش بسته اند

اما مدینه پهلوی من را شکسته اند

رحمان نوازنی

 

 

هنوز چهره مکه غبار ماتم داشت
هنوز داغ ابوطالب آتش غم داشت
دل لطیف پیمبر غمین زهرا بود
به سینه درد و غم و غصه های عالم داشت
سخن ز رحلت بانوی با کرامت بود
کسی که حسن کمال چهار مریم داشت
چه بانویی که خدایش سلام می فرمود
که نامه عملش مُهر مِهر خاتم داشت
یگانه بانوی مردی که از عدالت خود
تمام عالم و آدم به زیر پرچم داشت
سخای حاتم طایی کجا و این سفره
که درب خانه جودش هزار حاتم داشت
برای حضرت ام الائمه این یک بس
که نور فاطمه بر دامن مکرم داشت
خدیجه مادر ما اولین مسلمانی است
که با ولای علی عهد خویش محکم داشت
در آخرین نفسش با اشاره می فرمود
همیشه فاطمه ام غربتی دمادم داشت
فدای دختر مظلومه ام که در آن شعب
به روی گونه چو گلبرگ یاس شبنم داشت
به اهل بیت بگو تا ملازمش باشند
به هر زمان که به مادر نیاز مبرم داشت
کسی به صورت او لطمه بعد من نزند
شنیده ام که فلانی دو دست محکم داشت
پس از وصیت ام الائمه پیغمبر
خدیجه را به عبایش ز خود مقدم داشت
در آن دمی که کفن از بهشت آوردند
هوای رحلت او روضه محرم داشت
محمود ژولیده

تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

درجوارحرم عشق همه خاک شویم
 
 

خدیجه زوج رسول است و مادر زهرا

خدیجه گوهر یکتا و درٌ بی همتا

ندیم ختم رسولان و یار پیغمبر

نبود در همه عالم کسی از او بهتر

خدیجه ای که پیمبر بود و را همسر

خدیجه ای که چو زهرا بود و را در بر

خدیجه ای که حسین و حسن نواده اوست

زنی که زینب و کلثوم خانواده اوست

خدیجه مادر سجاد و مادر باقر

کسی که شمس و قمر بهر خدمتش حاضر

خدیجه مادر بحر العلوم صادق بود

جهان به گوهر علمش همیشه شایق بود

خدیجه مادر موسی ابن جعفر ما بود

کسی که طاقت و صبرش بسان دریا بود

همو که جان به لب آورد در غل و زنجیر

به زیر لب همه شب خواند سوره تکویر

خدیجه مام رضا آن شه خراسان بود

همو که حشمت هارون از او هراسان بود

کسی که گفت به لب لااله الا هو

به طوس گشت غریبانه ضامن اهو

تقی نبود جز از او نقی هم از او بود

ببین که ساحت این زن چه خوب و نیکو بود

خدیجه را چه بگویم که ماه منظر بود

خدیجه مادر اختر امام عسکر بود

امام عسکر ما همچو ماه عالم گیر

کسی که رام شد اندر برش پلنگ و شیر

خدیجه مادر مهدی امام حاضر ماست

کسی که چشم بصیرش همیشه ناظر ماست

من از خدیجه چه بگویم بدین بیان قصیر

گنه نباشدی از من زبان کند تقصیر

به روز عشر ز ماه مبارک رمضان

گرفت جسم عزیزش مغاک در دامان

گرت نصیب شد ای جان گذر کن از کویش

که حس کنی به مشامت تو بوی مینویش

کند شفاعت سیمرغ گر به روز جزا

نبا شدش غم دیگر چو جان دهد به قضا

 

 

قاسم نعمتی

همسنگربی مثل و مانندم خدیجه
بر عشق تویک عمرپابندم خدیجه

ای در تمام عرصه هاسنگ صبورم
ای یاوردیرینه ام کوه غرورم

ای تکیه گاه شانه زخمی احمد
ای هرقدم تصدیق تو یارمحمد

شد پشت گرمی ام همیشه همت تو
ترویج دین آغاز شد با ثروت تو

سرمایه اصلی آئین پیمبر
مال حلالت بوده وشمشیر حیدر

تو اولین زن دردیار مسلمینی
منصوب حق بر نام ام المومنینی

توپابه پایم درد و محنت می کشیدی
باررسالت رابه دوشت می کشیدی

توآبروی سرزمین های مجازی
هم سفره ی من بو ده ای درعشق بازی

توحامی زحمت کش دین خدائی
تنهاپرستارمناجات حرائی

درمهربانی ووفا غوغاتو هستی
الگوی همسرداری زهراتوهستی

حالادگرگیسو سپیدوقد کمانی
درهرنوائی اشهدخود رابخوانی

دستان پرمهرتودیگرپینه بسته
گردغریبی برسر و رویت نشسته

هی پلک های بسته راوامی کنی تو
رخسار زهرا را تماشامی کنی تو

دراین دیار بی کسی جان می سپاری
سرروی خاک سرد قبرستان گذاری

تو واسطه کردی به سویم دخترت را
تا بین پیراهن بپیچم پیکرت را

برابرویت حق دررحمت گشوده
ازاسمان بهرت کنن نازل نموده

اماکجائی تاببینی نوره دیده
درکربلایک بیکری راسربریده

جزگیسوی زینب پریشان را نفهمد
هرگز کسی معنای عریان را نفهمد

علی اکبر لطیفیان

شکر خدا که تحت لوای خدیجه ایم
بعد از هزار سال گدای خدیجه ایم
مهرش نتیجه ی دهه اول من است
ما یک دهه تمام برای خدیجه ایم
ده شب فقط به خاطر او گریه می کنیم
ما پیش واز روز عزای خدیجه ایم
اصلاً به ما چه مردم دنیا پیِ چه اند؟
ماها که در پی نوه های خدیجه ایم
بی مهر او عبادت عالم قبول نیست
ما با خدیجه، عبد خدای خدیجه ایم

مهر خدیجه را به سر شانه می برم
شکر خدا که مادر زهراست، مادرم

در لحظه ی شکسته شدن پا شدن خوش است
در خشک سال، عاشق دریا شدن خوش است
دلداده ها معامله با یار می کنند
بهر رسول این همه تنها شدن خوش است
قبل از غدیر گفت: علی رهبر من است
قبل از غدیر شیعه مولا شدن خوش است
دنبال مال نیست اسیر نگارها
بانوی ما به مادر زهرا شدن خوش است
سختی بکش محله محله که عاقبت
مادر بزرگ طایفه ی ما شدن خوش است
بد نیست سنگ کوچه به پیشانی ات خورد
گاهی شبیه زینب کبری شدن خوش است

آن قدر سنگ خوردی و بال و پرت شکست
ای مادرم ،سرم به فدایت، سرت شکست

 

:: موضوعات مرتبط: اشعار حضرت خدیجه(س)



حلول ماه رمضان
نوشته شده در نوزدهم مرداد 1390
ساعتــ :
نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)

مبارك باد آمد ماه روزه مبارك باد آمد ماه روزه رهت‏خوش باد اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببينم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بيفتاد سرم را مست كرد آن ماه روزه مسلمانان سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز اين ماه ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آيد در اين مه خوش به خرمنگاه روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از ديباى روزه دعاها اندرين مه مستجابست فلك‏ها را بدرد آه روزه چو يوسف ملك مصر عشق گيرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش شو ز روزه خود شوند آگاه روزه بيا اى شمس دين و فخر تبريزتو اى سر لشكر اسپاه روزه (1)

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم

بیاد حجه الاسلام مهندسی صلوات

عرض تبرییک بمناسبت فرارسیدن ماه رمضان

یا علی:غلامی

:: موضوعات مرتبط: ماه خدا ماه رمضان



رمضان المبارک
نوشته شده در نوزدهم مرداد 1390
ساعتــ :
نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏ها:

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار، ج 96، ص 377

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22

فضيلت اعمال مستحبى ماه رمضان

- دعا و استغفار

الحديث:

قال على بن ابيطالب(ع):

»عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. (1)

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.

توضيح:

از وظايف روزه داران در اين ماه، دعا و درخواست‏حوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى نياز كرده، و دستهاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مى‏كند.

- روزهاى ماه رمضان

الحديث:

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات. (2)

ترجمه:

اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات.

- اعتكاف

الحديث:

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين. (3)

ترجمه: اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضيح:

در ايام و ليالى مقدسه‏اى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين (عليهم السلام) مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنين مى‏كرد.

- تلاوت قرآن

بهترين اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:

الحديث:

قال ابو جعفر (عليه السلام):

لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان (4)

ترجمه:

براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.

بنا بر اين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى ديگر بيشتر است.

الحديث:

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور. (5)

ترجمه:

اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.

- افطارى و صدقه دادن

الحديث:

قال الباقر (عليه السلام)

يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام):

فذاك الذى اردت يا سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. (6)

ترجمه:

اى سدير! آيا مى‏دانى چه شبهايى است اين شبها؟ سدير گفت:

بلى فدايت گردم اين شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر اين شبها چگونه است؟ امام (عليه السلام) فرمودند: آيا قدرت دارى هر شب از اين شبها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پيوسته تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:

اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مى‏گردى.

توضيح:

خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنيها و آشاميدنيها محاسبه نمى‏كند ولى در اين امر «اسراف‏» نشود.

الحديث:

عن ابى عبد الله عليه السلام:

من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا من البلاء. (7)

ترجمه:

هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.

پى‏نوشت‏ها:

1- امالى شيخ صدوق، ص 61

2- امالى شيخ صدوق، ص 93

3- وسائل الشيعه، ج 7، ص 397

4- وسائل الشيعه، ج 7، ص 218

5- امالى شيخ صدوق، ص 93

6- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 134

7- بحار الانوار، ج 93، ص 316

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) صفحه 92

:: موضوعات مرتبط: ماه خدا ماه رمضان



قابل توجه مسئولین هیئات
نوشته شده در نوزدهم مرداد 1390
ساعتــ :
نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)
   ۱۰۰۰۵۱۱۲۷۰۰۸۵۳    شماره سامانه

با سلام عرض ادب خدمت  شما دوست عزیز :

سامانه پیامکی که در اختیار هیئات و مجالس عزاداری قرار میگیرد در جهت اطلاع رسانی مکان موضوع و زمان جلسات بر نامه ریزی شده که خوشبختانه به دلیل امکانات خوب و گزینه های ارسالی خوب در جهت سرعت وقت و تایید ار سال به مخاطب به مقدار زیادی تاثیرات مثبت در کیفیت اطلاع رسانی به اعضا و مستمعین در جلسات داشته است به همین دلیل ت عداد جلسات زیادی از طریق همین سامانه پیشتیبانی شده و آدرس موضوعی جلساتشون  به صورت پیامک در اختیار مخاطبین یا مستمعینشون قرار میگیره :

دوستداران امام حسین مدیران هیئت مسئولین بخش روابط عمومی هیئات میتوانند جهت استفاده از این سامانه که به شماره(۱۰۰۰۵۱۱۲۷۰۰۸۵۳)است با بنده حقیر یا با شماره تلفن:۰۹۱۵۳۲۴۴۹۰۴====۰۵۱۱۲۷۰۰۸۵۳ تماس داشته باشند تا در این زمینه هماهنگی لازم رو داشته باشیم غلامی

 

نوع پیامک متنی عددی که به میزان هر هفتاد کاراکتر یک پیامک و هر پیامک به مبلغ۱۴۰ریال میباشد

ارسال ۱۰۰۰۰پیامک در دقیقه از گزینه های خوب این سامانه است

امکان دریافت پیام از طریق مخاطب خاص و عام یا مستمعین جلسات

دسترسی سریع به مخاطبانتون  در کمترین زمان ممکن از طریق پیامک و......

خدا رو سپاس دارم که موقعیتی دوباره به این بنده داد که در نشر وزکات علم اهل بیت قدم بردارم و امکانی دوباره برای عزیزان فراهم کنم    (کلیه مشاغل و کسبه محترم هم میتونن جهت تبلیغ از این سامانه استفاده کنند)والسلام یا علی ایمان غلامی

:: موضوعات مرتبط: سامانه پیام کوتاه (مدیران هیئت)



گروه همخوانی مکتب الحسین(ع) مشهد مقدس
نوشته شده در نوزدهم مرداد 1390
ساعتــ :
نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)

گروه همخوانی و مدیحه سرایی

مکتب الحسین(ع)

 

ما جمله شور وشینیم        فارغ ز عالمینیم

ما عاشقان مهدی عج         در مکتب الحسینیم

گروه همخوانی مکتب الحسین(ع)شامل شش عضو اصلی که در زمینه همخوانی اشعار مولودی ومراثی  اهل بیت قدم بر داشته و از  سال ۸۶ به صورت  رسمی آغاز به کار کرده

این  گروه فرهنگی   در راستای سنتهای حسنه و زنده نگه داشتن اسم خاندان اهل بین علیهم السلام قدم های زیادی بر داشته که این امر به عنوان وظیفه تلقی شده و تمام عزیزان ونفراتی که در این گروه همکاری میکنند به همین منظور شاگردی در خونه اهل بیت رو انتخاب کردنند به دلیل اهمیت و یکپارچگی گروه  و لطف  عزیزان اهل دل معمولا در مراسمات شادی و غم از این گروه استفاده و در مراسم ، مجالس رسمی و غیر رسمی این گروه توفیق اجرای برنامه رو داشته یکی از موضوعات بارز و اصلی شعر واهنگ ومطلبی است که اکثرا در گروههای مختلف به صورت ضعف مشهوده اما به توفیق اهل بیت  وبه یاری دوست عزیز و بزرگوار اقای حسن پور ما این مشکل رو برطرف و با استفاده از قلم و خلاقیت این عزیز بزرگوار تا به حال شعر اهنگهای بسیار شیوا و فصیحی رو اجرا که انشاالله سعی می کنم  از اجرا ها و مراسمات اجرا شده در اختیار شما قرار بدم

قابل توجه کلیه ارگانها   مجالس  ومراسم مذهبی

این گروه اماده اجرای برنامه  می باشد جهت هماهنگی قبلی با شماره تلفن۰۹۱۵۳۲۴۴۹۰۴ میتونید تماس بگیرید.

:: موضوعات مرتبط: گروه همخوانی مکتب الحسین (ع)
:: برچسب‌ها: گروه همخوانی ومدیحه سرایی مکتب الحسین ع مشهد مقدس



چهل حدیث رمضان
نوشته شده در هفدهم مرداد 1390
ساعتــ :
نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)

1-پايه‏هاى اسلام

قال الباقر عليه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.

امام باقر عليه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه

قال الصادق عليه السلام:

انما فرض الله الصيام ليستوى به الغنى و الفقير.

امام صادق عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غنى و فقير) مساوى گردند.

من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

3-روزه آزمون اخلاص

قال اميرالمومنين عليه السلام:

فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على عليه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد.

نهج البلاغه، حكمت 252

4-روزه ياد آور قيامت

قال الرضا عليه السلام:

انما امروا بالصوم لكى يعرفوا الم الجوع و العطش فيستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا عليه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگى آخرت را بيابند.

وسائل الشيعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرايع، ص 10

5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله لكل شيئى زكاة و زكاة الابدان الصيام.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى هر چيزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162

7-اهميت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

8-روزه نفس

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.

اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

9-روزه واقعى

قال اميرالمومنين عليه السلام

الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

10-برترين روزه

قال اميرالمومنين عليه السلام

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

امام على عليه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق عليه السلام

اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق عليه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گيرى بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«يعنى از گناهان پرهيز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله عليها

ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا عليها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

13-روزه ناقص

قال الباقر عليه السلام

لا صيام لمن عصى الامام و لا صيام لعبد ابق حتى يرجع و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصيام لولد عاق حتى يبر.

امام باقر عليه السلام فرمود:

روزه اين افراد كامل نيست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اينكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

14-روزه بى ارزش

قال اميرالمومنين عليه السلام

كم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الظما و كم من قائم ليس له من قيامه الا السهر و العناء.

امام على عليه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145

15-روزه و صبر

عن الصادق عليه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعينوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگيريد، صبر، روزه است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 298، ح 3

16-روزه و صدقه

قال الصادق عليه السلام

صدقه درهم افضل من صيام يوم.

امام صادق عليه السلام فرمود

يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 218، ح 6

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله عليه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشيعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

من منعه الصوم من طعام يشتهيه كان حقا على الله ان يطعمه من طعام الجنة و يسقيه من شرابها.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذين يشبعون يوم القيامة

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اينان در روز قيامت‏سير مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق عليه السلام

من صام لله عزوجل يوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسيار گرم براى خدا روزه بگيرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

21-شادى روزه دار

قال الصادق عليه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قيامت)

وسائل الشيعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله عليه و آله

ان للجنة بابا يدعى الريان لا يدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ريان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (عليه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

الشتاء ربيع المومن يطول فيه ليله فيستعين به على قيامه و يقصر فيه نهاره فيستعين به على صيامه.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گيرد.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 302، ح 3.

25-روزه مستحبى

قال الصادق (عليه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صيام ثلاثة ايام من كل شهر.

امام صادق عليه السلام فرمود:

هر كس كار نيكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 313، ح 33

26-روزه ماه رجب

قال الكاظم (عليه السلام)

رجب نهر فى الجنه اشد بياضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام يوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

رجب نام نهرى است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين‏تر هركس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 56 ح 2

وسائل الشيعه ج 7 ص 350 ح 3

27-روزه ماه شعبان

من صام ثلاثة ايام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرين متتابعين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برايش محسوب مى‏كند.

وسائل الشيعه ج 7 ص 375،ح 22

28-افطارى دادن(1)

قال الصادق (عليه السلام)

من فطر صائما فله مثل اجره

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 1

29-افطارى دادن (2)

قال الكاظم (عليه السلام)

فطرك اخاك الصائم خير من صيامك.

امام كاظم (عليه السلام) فرمود:

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

الكافى، ج 4 ص 68، ح 2

30-روزه خوارى

قال الصادق (عليه السلام)

من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه

امام صادق (عليه السلام)فرمود:

هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ايمان از او جدا مى‏شود

وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5

من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9

31-رمضان ماه خدا

قال اميرالمومنين

شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى

امام على (عليه السلام) فرمود:

رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23.

32-رمضان ماه رحمت

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانه‏اش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.

بحار الانوار، ج 93، ص 342

33-فضيلت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

ان ابواب السماء تفتح فى اول ليلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر ليلة منه

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

درهاى آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد.

بحار الانوار، ج 93، ص 344

34-اهميت ماه رمضان

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)

لو يعلم العبد ما فى رمضان لود ان يكون رمضان السنة

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.

بحار الانوار، ج 93، ص 346

35-قرآن و ماه رمضان

قال الرضا (عليه السلام)

من قرا فى شهر رمضان اية من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غيره من الشهور.

امام رضا (عليه السلام) فرمود:

هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اينست كه درماههاى ديگر تمام قرآن را بخواند.

بحار الانوار ج 93، ص 346

36-شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (عليه السلام)

راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

37-برترى شب قدر

قيل لابى عبد الله (عليه السلام)

كيف تكون ليلة القدر خيرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فيها خير من العمل فى الف شهر ليس فيها ليلة القدر.

از امام صادق (عليه السلام) سوال شد:

چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 256، ح 2

38-تقدير اعمال

قال الصادق (عليه السلام)

التقدير فى ليلة تسعة عشر و الابرام فى ليلة احدى و عشرين و الامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست‏سوم.

وسائل الشيعه، ج 7 ص 259

39-احياء شب قدر

عن فضيل بن يسار قال:

كان ابو جعفر (عليه السلام) اذا كان ليلة احدى و عشرين و ليلة ثلاث و عشرين اخذ فى الدعا حتى يزول الليل فاذا زال الليل صلى.

فضيل بن يسار گويد:

امام باقر (عليه السلام) در شب بيست و يكم و بيست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مى‏رسيد نماز صبح را مى‏خواند.

وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4

40-زكات فطره

قال الصادق (عليه السلام)

ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة يعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله عليه و آله) من تمام الصلوة.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

تكميل روزه به پرداخت زكاة يعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه و آله) كمال نماز است.

وسائل الشيعه، ج 6 ص 221، ح 5

چهل حديث روزه

:: موضوعات مرتبط: ماه خدا ماه رمضان، احادیث روایات



بخوانم بخوانی بخواند؟!
نوشته شده در هفدهم مرداد 1390
ساعتــ :
نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)

 دین واندیشه

آر اس اس دین و اندیشه
    :: موضوعات مرتبط: مطالب خواندنی



    گروه همخوانی مکتب الحسین(ع) سرود امام حسن(ع)
    نوشته شده در شانزدهم مرداد 1390
    ساعتــ :
    نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)

    سلام اینم یه سرود یا به عبارتی یه(زمینه)  زیبا ،که بصورت زمزمه خونده میشه که برای ماه رمضون ۹۰اماده کردیم زحمتشو  دوست عزیزم اقای حسنپور کشیده امیدوارم خوشتون بیاد

    رباعی.....سرمست شدم زبوی تو آمده ام           با شوق وصال روی تو آمده ام

                گویند کریم اهل بیتی من هم               بادست تهی بسوی تو امده ام

    دم.....یا حسن مولا    یا حسن مولا     یا حسن مولا     یا حسن مولا

    قرار.......چون شکوفا شد در گلستان گل        در سماء  پیچید  نغمه بلبل

    قرار.....جمال کبریایی حسن هویدا شد         کریم آل فاطمه بگو که پیدا شد

    جواب.....دلربا و دلبر اومد        گل باغ حیدر اومد      همه عالم بدونن        نوه پیمبر اومد

    جواب جواب....به خدا که دلم مست روی دلداره     میزنم  به سینه  شب وصال یاره   

    شور....حسن حسن حسن حسن یا حسن مولا     حسن حسن حسن حسن یا حسن مولا

                                                               

    :: موضوعات مرتبط: اشعار امام حسن(ع)، گروه همخوانی مکتب الحسین (ع)
    :: برچسب‌ها: امام حسن گروه همخوانی مکتب الحسین ع, گروه همخوانی امائه همکاری با ارگانها و مجالس و مرا



    ساعتــ :
    نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)
    با سلام خسته نباشید  قول داده بودم که اشعار وسرود وشعر اهنگهای اجرا شده توسط گرو ه همخوانی مکتب الحسین رو براتون قرار بدم اینم مربوط به امام حسنه که خیلی زیباس فقط برای اجرای این ماه رمضون یه مقدار تغیرات دادیمش .

    یا علی بخونیدو حالشو ببرید

    خسجته سالروز میلاد باسر سعادت کریم اهل بیت اقا امام حسن مجتبی(ع) بر تمام شیعیان ان حضرت گرامی باد

                              دم.......................تویی عشق زهرا (س) تویی عشق زهرا (س) تویی مجتبی(ع) 2

    قرار..................حسن جان تو تنها نگار منی                     در این ملک هستی بهار منی

                           قرارم ربودی به غمزه نگاه                         (زرحمت نظر کن قرار منی)2

                      جواب.....................تو زیباترینی نداری بدل                 نیاید ثنای تو در صد غزل

       بده جرعه ای از لبان ترت            ( که کام تو باشد چو شهد عسل )2

                              شور..............تویی عشق زهرا (س)تویی عشق زهرا(س) تویی مجتبی(ع).

        جواب جواب..............توای بهترین دلبر و یار من              تو هستی عزیز و تو غمخوار من

                                       مرا قابلم کن که یا سیدی                (شوی با بدی ها خریدار من)2

                                     قرار...............مخور غم اگر شد بقیع خانه ات                    دل شیعیان گشته پروانه ات

                                                             زجام تو نوشم می انتظار               (بده می منم  عبد می خانه ات)2

    پیش در امد..............منم مست عشقت بهار زهرا گلعزار زهرا یادگار زهرا(س) یا حسن جان(ع)

    (در امد..........تویی مولا تکیه گاه علی      مهر ماه علی      کن نگاهی برما      جان فدایت مولا      ای عزیز زهرا  یا حسن جان(ع))2

    تک......(سائل کوی توام یک نظر بنما        بر گدای خسته ات رحمتی فرما )

    شور..........دلبرم سرورم من که پا بست توام هر چه خواهی کن      (زیر و رو این خسته را با نگاهی کن )2

    پیش در امد.........کریما دلم را صبوری عطا کن     زغم ها رها کن      به خود آشنا کن      نا زنینم

    (درامددوم........وجودم از غم شکسته شده    زار و خسته شده    گرچه پست و خوارم    عاشق دلدارم    شوق مهدی دارم  دل غمینم)2

    تک.......(این دل زار و غمین  آرزو دارد               از غم دوری او   اشک غم بارد)

    شور.......دلبرم   سرورم    گرتوسازی  قابلم   روی  او بینم        (از غبار پای او  بوسه ای چینم)2

    پیش در امد.......الا ای قرارو شکیب دل من   طبیب دل من    حبیب دل من   کجایی؟

    (در امدسوم...ببین مولا  از رخت خجلم کن نظر به دلم   دیده گریان تا کی    درد هجران تا کی   چهره پنهان تا کی    کی می ایی؟)2

    تک..........(دل به تو خو کرده است سید تنها         بهر تسکین دلم   لحظه ا ی با ز آ)

    شور......مردم از این بی کسی    آشنای من   (از سفر کی می رسی  دلربای من)2

     

    :: موضوعات مرتبط: اشعار امام حسن(ع)، گروه همخوانی مکتب الحسین (ع)



    مجمع الذاکرین جواد الائمه(ع)
    نوشته شده در شانزدهم مرداد 1390
    ساعتــ :
    نویسنده : خاک پای مولا(باب الجنه)
    مجمع الذاکرین آقا جواد الائمه کهع در شبهای دوشنبه به صورت چر خشی برگزار میشود مدیر مسئول جلسه برادر بزرگوار :حاج اقای ثمریhttp://majmaezakerin.blogfa.com
    :: موضوعات مرتبط: مجمع الذاکرینهای سطح شهر مشهد