X
تبلیغات
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک - اشعار حضرت سجاد(ع)
 
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
مداحی.اموزش مداحی.انچه یک مداح باید بداند.بانک شعر مذهبی.بانک اشعار سبکی
عرض تسلیت بمناسبت ایام رحلت بانو ام البنین س مادر حضرت اباالفضل ع*جهت دسترسی راحت تر به مطالب بروز شده از آرشیو مطالب استفاده کنید
بوی پیراهن حسینـ ع


پیراهن تو بوی گل یاس می دهد
بوی علیُّ و مادر احساس می دهد

مانده هنوز خون تو بر آن به جا حسین
خونی که بوی روضه ی عبّاس می دهد

من تشنه ی وصال تو هستم نه جام آب
زرگر کجا به جای مس الماس می دهد؟!

الماس تکـِّه تکـِّه ی من خاک کربلا
نورت به هر حسینیِّه ای پاس می دهد

اجر کسی که گریه به تو کرده را خدا
با دست نیمه جان به دستاس می دهد

تنها دعای زینب تو لحظه ایست که
مهدی جواب ضربه ی آن داس می دهد
---------------------------
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها!

کلیه حق وحقوق این وبلاگ متعلق است به موسسه آموزشی علمدار وهدیه تمام استفاده مطلبی از این وبلاگ بدون ذکرمنبع و صلواتی جهت سلامتی آقا حجه ابن الحسن امام زمان(عج) بلا مانع است .جهت ارتباط با بنده حقیر میتونید از طریق پیامک با شماره
(10005112700853)
یا از طریق همین وبلاگ تماس داشته باشید.
التماس دعا خادم شما.
دستـ به دامان توام
مناسبت بعدی !
    رحلت حضرت ام البنین س
ویدئو منتخبـ
وصیتـ نامه شهداء
پیام نگار
پنجم دی 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

قطره قطره اشک چشمم کار دریا می کند

موج روی موج غم ها را هویدا می کند

حلقهء زنجیر دور گردنم را وا کنید

زخم اگر تاول بگیرد زود سر وا می کند

 هجم کوهان شتر سوزانده پاهای مرا

پس که در این کوچه ها پائین و بالا می کند

شام نه شرم و حیا از حال زارم می کند

نه حیا از دختر ام ابیها می کند

 کاش میمردم نمیدیدم که آن مرد پلید

نیزه اش را در گلوی شاه دین جا می کند

در نگاهم در شب تاراج خیمه دختری

مثل اسپند روی آتش تقلا می کند

 کاش دستم باز میشد گردنش را میزدم

ساربان لعنتی با عمه بد تا می کند

کوچه و بازار را چرخیدم و دیدم که وای

بر سر یک روسری یک شهر دعوا می کند

 مرد شامی مثل یک سرمه به چشمش می کشد

چکمه هایی را که شمر بی حیا پا می کند

آنقدر بر آسمانها چشم میدوزد رباب

تا سر شش ماهه را بر نیزه پیدا می کند

 داغ از این بدتر که در مجلس یزید بی حیا

چوب بازی با لب و دندان آقا می کند

این برای مرگ من بس که سفیر ترک و روم

دختران آل عصمت را تماشا می کند

 پا به پای خطبه هایم سنت اسلام را

ناله های دختر ویرانه احیاء می کند

حسین قربانجه

 


برچسب‌ها: شام, اشعار مصیبن شام, روضه شام, امام زین العابدین شام, شام حضرت زینب

از هر طرف رفتم غمي آمد به جانم

از اين طرف عمه،از آن سو خواهرانم

در پيچ و تاب چشمهاي هرزه بايد

جوشن براي معجر زنها بخوانم

عمامه ام آتش گرفته چاره اي نيست

جز آنکه خاکستر ز گردن مي تکانم

آنقدر کردم التماس ساربان تا

رأس تو را بر نيزه ها داده نشانم

کار دعاي عمه جانم بوده تا حال

قسمت شده بعد از چهل منزل بمانم

دشمن براي خواهر من نقشه دارد

از تهمتش تا آسمان رفته فغانم

حسين قربانچه


برچسب‌ها: شهادت امام سجاد, زبان حال امام سجاد, مرثیه امام سجاد, روضه امام سجاد

زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند

بند بند من افتاده ز پا را سوزاند

 آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر

پاره های جگر غرق بلا را سوزاند

 سینه ام بود حسینیه ی غمهای حسین

یاد آن خاطره ها بیت عزا را سوزاند

 من نه امروز که در کربوبلا جان دادم

از همان روز که آتش همه جا را سوزاند

 با همان تیر که در حنجره ای ترد و سفید

تارهای عطش آلود صدا را سوزاند

 از همان لحظه که می سوختم و می دیدم

تازیانه همه ی پیکر ما را سوزاند

 خیمه ای شعله ور افتاد زمین و ناگاه

چادر دختری از جنس حیا را سوزاند

 وای از آن بزم که در پیش اسیران حرم

خیزران هم لب و هم طشت طلا را سوزاند

 دیدم آتش ز سر بام به سرها می ریخت

گیسوان به سر نیزه رها را سوزاند

 حسن لطفی


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام سجاد, شعر شهادت امام زین العابدین, امام سجاد شام, مصیبت امام سجاد, مداحی شهادت امام سجاد شام کوفه مدینه

مستم از جام، مستم از باده

سر خوشی کار، دست من داده

نام من عبد،عبد ثارالله

کنیه ام عاشق جنون زاده

 زده ام سوز سینه ام را بر

نفس زائران دلداده

میروم تا به نا کجاهایِ

پیچ و خم دارِ ساکت جاده

 رو به قبله نشسته ام بزنم

پرسه ای حول مهر سجاده

سر  مستی ، سر جنون دارم

گر زنندم  هزار قلاده

 حوری ام یا نوادهء آدم

آشنایم گدای سجادم

... 

بنگر سینهء خراب مرا

لب به لب جامی از شراب مرا

 راهیان غیور میخانه

در لبت دیده اند عذاب مرا

لبتان را به خنده خواهم دید

یا که چشمت دهد جواب مرا

 آخرین توبه ترک غیر تو بود

بنویسم اولین  ثواب مرا

هوس روی تو به هم زده است

مستی پلک چشم خواب مرا

 کاسه کاسه ملائکه بردند

عطش لحظه های ناب مرا

لب خود را به نی گره دادم

آشنایم گدای سجادم

...

 بالی ز جنس آسمان دارم

ابرم و بر بهشت می بارم

تا هو لهوست وردِ لبهایم

دستِ حق میشود نگهدارم

 تا که او هست بی خیال همه

تا دوا هست من که بیمارم

نان اگر که به نرخ روز کسی

غیر او هست میشود عارم

 چشم طناز و مست و مخمورش

ناز اگر می کند خریدارم

ز سر کوی او دل من را

نرهانید چون گرفتارم

 خود او خواست بعدا افتادم

آشنایم گدای سجادم

... 

حضرت سجده های طولانی

السلام ای نبوغ عرفانی

السلام ای عبودیت در وحی

سر مکنون، بلوغ قرآنی

 خطبه های رسای تو کرده

در صحیفه، عجیب طوفانی

خط به خطِ دعای دستت هست

باده ای از شراب روحانی

 من دخیلت شدم جلوس کنید

در شبستان چشم بارانی

میرسم عاقبت به کوی تو در

کوچه پس کوچه های حیرانی

 داده اند این مدیحه را یادم

آشنایم گدای سجادم

... 

ای ضریحِ لبت ضریحِ حسین

خنده ات خندهء ملیح حسین

 ذوالفقار دعای تو بران

منطقت منطق صریح حسین

اشتباهت گرفته ام با نور

اصلا عیسایی و مسیح حسین

 اذن از تو گرفته بنویسد

قلمم واژهء صحیح حسین

 گر شود تنگ قافیه بر من

التماست کنم شبیهِ حسین

جان فدای تو که میان بلا

زنده بودی ولی ذبیح حسین

 مادرم گفت: تا مرا زادم

آشنایم گدای سجادم

... 

تشنگی اعتکافِ لبهایت

شعله ها در طوافِ لبهایت

 هر چه دشنام و طعنهء دشمن

آمده در مطافِ لبهایت

حکمتش چیست در نیامده است

تیغ ها از غلافِ لبهایت

 بوسه میزد غروب عاشورا

آفتاب از شکافِ لبهایت

مثل قالیِ نخ نما شده بود

رشته رشته کلافِ لبهایت

 بوسه از حنجر پدر شده بود

آرزوی معافِ لبهایت

شده آهی که مانده بر جگرت

سند انعطاف لبهایت

 از غم تو ز پای افتادم

آشنایم گدای سجادم

رضا دین پرور


برچسب‌ها: اشعار امام سجاد, شعر امام سجاد, حضرت زین العابدین, مدینه کربلا, امام خوبی ها

در تشنگی سراب به دردی نمی خورد

تنها خیال آب به دردی نمی خورد

حرفی بزن که اشک مرا در بیاوری

این جام بی شراب به دردی نمی خورد

 باید به زیر نور بزرگان جلوس کرد

در سایه، آفتاب، به دردی نمی خورد

از این به بعد مَعْطلِ این دل نمی شوم

این خانه ی خراب به دردی نمی خورد

 از منظر نگاه شما جلوه دیدنی ست

عکس بدون قاب به دردی نمی خورد

جان مرا بگیر ولی گریه را نگیر

چشمه بدون آب به دردی نمی خورد

 چشمی بده که قلب مرا زیر و رو کند

گریه مرا کنار تو با آبرو کند

...

ما را به جز هوای شما پر نمی دهند

ما را به جز برای شما سر نمی دهند

 بال وَبالْ مانع اوج است پس اگر

بالم نمی دهند چه بهتر نمی دهند

گاهی کنار دلبریت جبر لازم است

دل را به اختیار به دلبر نمی دهند

 جبریل هم به قبّه ی تو ره نیافته

معراج را به غیر پیمبر نمی دهند

آن جا که میل یار، اسیری عاشق است

در بند می روند ولی سر نمی دهند

 ایرانیان به هیچ بزرگ قبیله ای

جز خاندان فاطمه دختر نمی دهند

تا زنده ایم ترک ولایت نمی کنیم

با غیر آل فاطمه وصلت نمی کنیم

...

 هر دیده ای به دیده ی گریان نمی رسد

فصل خزان به فصل بهاران نمی رسد

در بین گریه حاصل ما رشد می کند

باران بدون سیل به پایان نمی رسد

 یک جا اگر تمامی خلقت گدا شود

نقصی به آستان کریمان نمی رسد

روزی ما کم است که مصحف نخوانده ایم

عیب از کریم نیست که مهمان نمی رسد

 با دوری از صحیفه سجادیه قسم

علامه هم به معنی قرآن نمی رسد

بفرست سمت دشت غلام سیاه را

یک چند وقتی است که باران نمی رسد

 کیسه به دوشی تو اگر کار هر شب است

این پینه های شانه به درمان نمی رسد

ما مستمند کیسه ی خیراتی توایم

ذاتاً فقیر آن کرم ذاتی توایم

 ...

آقای من! حریم تو از عرش برتر است

با این که خاکی است، بهشت معطر است

 عادت نموده ایم به این گنبدی که نیست

حیف از حریم تو که بدون کبوتر است

فرصت غنیمت است، ابوحمزه ای بخوان

امشب برای پاکی این قوم بهتر است

 با تربت حسین به «تسبیح» می رسیم

این تربت حسین عجب بنده پرور است

اول فدایی قدمت مادر تو بود

پس مادرت به تو ز همه با وفاتر است

 تو یادگار فاطمه بودی برای او

حالا که شد فدای تو عالم فدای او

... 

یعقوب کربلا! چه قدر گریه می کنی

از صبح زود تا به سحر گریه می کنی

 یعقوب را که غصه ی یوسف شکست و تو

داری برای چند نفر گریه می کنی

وقتی که چشم هات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه می کنی

 این طفل را به جان خودت آب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه می کنی

از صبح تا غروب فقط نیزه می زدند

داری به «قتل صبر» پدر گریه می کنی

 چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه می کنی؟!

با دیدن اسیر کجا می رود دلت؟!

با دیدن فقیر کجا می رود دلت؟!

استاد لطیفیان


برچسب‌ها: شهادت امام سجاد, امام زین العابدین, اشعار شهادت امام سجاد, امام سجاد شهادت, مرثیه شهادت امام سجاد

نوحه واحد احساسی شهادت امام سجاد علیه السلام

بهمراه سبک قابل دانلود    م. صمیمی

دو بند آزاد       سروده حقیر


مسافر غریب کربلایم                      دلخونم و زغصه مبتلایم

ای وای من سرها به نیزه دیدم           من یادگار شه سرجدایم



**متن کامل شعر و دریافت سبک در ادامه مطلب**


برچسب‌ها: سبک واحد شهادت امام سجاد, امام سجاد سینه زنی, واحد سینه زنی شهادت امام سجا, سبک نوحه شهادت امام زین العابدین

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...
بیست و هشتم آبان 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

از روزهاي قافله دلگير مي شوي

هر روز چند مرتبه تو پير مي شوي ؟

 در شام شوم زخم زبانها چه مي كشي ؟

كز روشناي عمر خودت سير مي شوي

 زخمي ست لحظه هاي تو مانند پيكرت

از بس اسير طعنة زنجير مي شوي

 آيات صبح از لب قرآن شنيدني ست

در كوچه هاي شام كه تكفير مي شوي

 خون جگر كه مي خوري از دستِ درد و داغ

بي تاب بغضهاي گلوگير مي شوي

 با آه آهِ روضة ما اي امام اشك

در هر نگاه آينه تكثير مي شوي

 خون گريه مي شوي تو و تا آخر الزمان

از چشمها هميشه سرازير مي شوي

 یوسف رحیمی


برچسب‌ها: مرثیه شهادت امام سجاد, مرثیه امام سجاد, روضه امام سجاد, شهادت امام سجاد, سجاد

كاش ما هم كبوترت بوديم

 آستان بوس محضرت بوديم

  كاش با بال هاي خاكي مان

 لااقل سايه گسترت بوديم

 كاش ما هم به درد مي خورديم

 فرش قبر مطهرت بوديم

 كاش مي سوختيم از اين غربت

 شمع بالاي بسترت بوديم

 كاش مي شد كه مَحرمت بوديم

 عاشقانه ابوذرت بوديم

 كاش در كوچه ي بني هاشم

 پيش مرگان مادرت بوديم

 كاش ماه محرمي آقا

 يك دهه پاي منبرت بوديم

 كاش مي شد كه گريه كن هاي

 روضه ي تيغ وحنجرت بوديم

 كاش مي شد كه سينه زنهاي

 نوحه ي گريه آورت بوديم

  كاش در روز تشنگيِ محشر

 باده نوشان ساغرت بوديم

 در قيامت به گريه مي گوييم

 كاش اي كاش نوكرت بوديم

 وحید قاسمی

 


برچسب‌ها: شهادت امام سجاد, شهادت حضرت سجاد, مداحی شهادت حضرت سجاد, اشعار شهادت حضرت سجاد
بیست و هشتم آبان 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

ای جلوه ی آیات خدا  حضرت سجاد

وی قافله سالار سخن خانه ات آباد

 شمشیر دعای تو بریده ست سر شرک

تا بوده چنان بوده و تا هست چنین باد

 انگار نسیمی تو، رها در نفس شهر

قد قامتِ تو شوکت صد قامت شمشاد

 در بغضِ تو صد مرثیه ی تلخ و جگرسوز

در نطق دلاویز تو صد پنجره فریاد

 با اینهمه ای مرد چه تنها و غریبی

بی گنبد و بی بقعه و بی پنجره فولاد

 ابراهیم قبله


برچسب‌ها: امام چهارم, مدینه, امام سجاد, شام کربلا, مدینه بقیع
بیست و هشتم آبان 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

یعقوب کربلا چه قدر گریه میکنی

از صبح زود تا به سحر گریه میکنی

 یعقوب را که غصه ی یوسف شکسته کرد

داری برای چند نفر گریه میکنی

 وقتی که چشمهات می افتد به معجری

حق داری ای عزیز اگر گریه میکنی

 این طفل را به جان خودت اب داده اند

دیگر چرا میان گذر گریه میکنی

 از صبح تا غروب فقط نیزه میزدند

داری به قتل صبر پدر گریه میکنی

 چشمت چرا ضعیف شده بی رمق شده

یعقوب کربلا چقدر گریه میکنی

 بادیدن اسیر کجا میرود دلت

بادیدن فقیر کجا میرود دلت

استاد لطیفیان


برچسب‌ها: امام سجاد, امام زین العابدین, مداحی امام سجاد, 25محرم شعر, 12محرم شعر
بیست و هشتم آبان 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

بیمار دشت کرب و بلا با اجازه ات

رفتم سراغ شعر شما با اجاز ه ات

 حالا که تو جزء بکائین عالمی

من هم شدم ز اهل بکا با اجازه ات

 گفتم کمی حال و هوایم عوض شود

رفتم سراغ طشت طلا با اجازه ات

 رفتم میان خیمه ارباب و با سلام

گفتم که ای خون خدا... با اجازه ات

 دست تو هم بسته به زنجیر و خوانده ام

امشب تو را شیر خدا با اجازه ات

** دیدم چه قدر کرب و بلایی عجیب بود

چون فاطمه بستر آقا غریب بود

 

چه بستری که بوی عبادت گرفته بود

بیمار ما درد شهادت گرفته بود

 در خیمه دیده بود که اکبر شهید شد

با گریه سر به زانوی حسرت گرفته بود

 می خواست تا یاری خون خدا کند

بیماری اش دو مرتبه قوت گرفته بود

 آمد کشان کشان ز حرم سمت قتلگاه

آخر دلش هوای تلاوت گرفته بود

 بر روی نیزه ها سر ببریده را که دید

روح از تنش اراده رحلت گرفته بود

** زینب رسید و جان دوباره به سینه داد

با آیه های صبر، دلش را سکینه داد  

 

باید شما بمانی و راوی غم شوی

از غربت امام زمانِ تو خم شوی

 باید شما بمانی و در کوچه های شام

با خواهران کوچکتان هم قدم شوی

 باید شما بعد ابالفضلِ این حرم

یک اربعین صاحب مشک و علم شوی

 وقت هجوم خیمه، تو سینه سپر کنی

اذن فرار داده و مدد حرم شوی

 با خطبه های شام خودت هم چو فاطمه

طوفان ویران گر کاخ ستم شوی

** در قالب دعا امامت به پا کنی

با روضه های آب ، قیامت به پا کنی

 کارم به شعر شام تو افتاده وای من

از جمله ام سلام تو افتاده وای من

 رفتی رکاب عمه بگیری ولی نشد

از ناقه اش؟ زمام تو افتاده وای من

 ماندم چگونه چشم تو بیرون خیمه گاه

بر پیکر امام تو افتاده وای من

 در بین خطبه های تو با خندهٔ یزید

گر وقفه در کلام تو افتاده وای من

** چیزی ز انقلاب عظیم تو کم نکرد

جز خیزران، قامت سرو تو خم نکرد

 

وقتش شده که خطبه بخوانی برای ما

آقا بگو منم پسر زمزم و صفا

 بر منبر رسول خدا بین اهل شام

روضه بخوان ز کشته عطشان کربلا

 یک اربعین شانه و بازوی خسته ات

خاکم به سر بسته به بازوی عمه ها

 از نیزه دار رأس بریده برو بخواه

بازی نکن برابر چشم زنان ما

**  قلبم اگر گرفت، فقط کار امشب است

امشب دوباره گریهٔ من مال زینب است

 نجمه پور ملکی


برچسب‌ها: شهادت امام سجاد, اشعار امام سجاد, شعر شهادت امام زین العابدین, امام زین العابدین, شهادت امام چهارم
بیست و هفتم آبان 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

زهر اشکی شد و کانون دعا را سوزاند

بند بند من افتاده ز پا را سوزاند

 آسمان تار شده و جرعه ی آبی این زهر

پاره های جگر غرق بلا را سوزاند

 سینه ام بود حسینییه ی غمهای حسین

یاد آن خاطره ها بیت عزا را سوزاند

 من نه در امروز که در کربلا جان دادم

از همان روز که آتش همه جا را سوزاند

 با همان تیر که در حنجره ای ترد و سفید

تارهای عطش آلود صدا را سوزاند

 از همان لحظه که می سوختم و می دیدم

تازیانه همه ی پیکر ما را سوزاند

 خیمه ای شعله ور افتاد زمین ناگاه

چادر دختری از جنس حیا را سوزاند

 وای از آن بزم که در پیش اسیران حرم

خیزران هم لب هم طشت طلا را سوزاند

 دیدم آتش ز سر بام به سرها می ریخت

گیسوان به سر نیزه رها را سوزاند

 حسن لطفی


برچسب‌ها: شعر شهادت امام سجاد, مرثیه امام سجاد, امام سجاد روضه, روضه امام چهارم

ز فرط گریه گرفته صدای تو بس کن

خدا کند که بمیرم برای تو بس کن

 تمام ایل و تبارت فدای دین گشتند

تمام ایل و تبارم فدای تو بس کن

 میان خانه ی خود هم حسینیه داری

گرفته بوی مصیبت بنای تو بس کن

 چقدر گریه و ضجه؟ چقدر ندبه و آه ؟

چه کرده بادل تو کربلای تو؟؟ بس کن

 چه آمده به سرت؟ این چه حالتی ست آقا؟

نمور گشته دوباره عبای تو بس کن

 قتیل روضه و گریه به فکر زینب باش

ببین چه کرده همین روضه های تو بس کن

 قبول شنیده ای آقا  عَلی عَلَی الدُنیا

قبول زاده ی لیلا به جای توبس کن

 قبول دیده ای اَلشِّمرُ جالِسُ آن روز

قبول قبول بمیرم برای تو ، بس کن

 قبول کرببلا آتشت زده اما

قبول رفته به غارت ردای تو بس کن

 قبول هرکسی آمد تورا به سخره گرفت

کسی نداد به دستت عصای تو بس کن

 نگو که شد سپرت عمه ات میان حرم

نگو که خورد زمین پیش پای تو بس کن

 قبول حرمله ی نانجیب عذابت داد

گرفته است نفست لای لای تو بس کن

 بیا بسنده کن آقا به روضه ی کوفه

نگو که شام شده شهر بلای تو بس کن

تو را به مادر پهلو شکسته ات زهرا

زفرط گریه گرفته صدای تو بس کن

علیرضا خاکساری


برچسب‌ها: مرثیه امام سجاد, اشعار شهادت امام سجاد, امام زین العابدین, شهادت حضرت سجاد, سجاد

آن کسی که همه اش گریه ی عاشورا بود

آب می دید به یاد جگر سقا بود

چشم هایش همه شب هیأت واویلا داشت

تا نفس داشت فقط گریه کن بابا بود

...

 زهر نوشید وَ تب کرد محیط جگرش

گُر گرفت از عطش و سوخت همه بال و پرش

خشک شد جُلگۀ لبهاش و با خشکی لب

روضه می خواند به یاد لب خشک پدرش

...

آن کسی که خود خورشید به پایش افتاد

ناگهان رعشه بر اندام رسایش افتاد

ضعف شد چیره و زیر بغلش خالی شد

از روی شانۀ افتاده عبایش افتاد

...

 وای از ریش سپیدش كه حنایی شده بود

ناله اش گفتن اسمی سه هجایی شده بود

دم مغرب افق شهر مدینه اما

جهت قبله ی او كرب و بلایی شده بود

...

 این هم از ماهیت نفس نفیس خاك است

سر آقا به روی دامن خیس خاك است

همه اش سجده شده مثل پدر در گودال

خاك سجاده و سجاد انیس خاك است

...

 گاه آهسته فقط وای برادر می خواند

لب تشنه «قتلوا» بود كه از بَر می خواند

اشك می ریخت وَ هر آینه می گفت حسین

تا دم مرگ فقط روضۀ حنجر می خواند

 ...

تلخی زهر به كامش عسل و قند آمد

بر لب پر تركش مطلع لبخند آمد

جلوی چشم ترش كرببلا ظاهر شد

یا اَبِ یا اَبِ گفت و نفسش بند آمد  

سعید توفیقی


برچسب‌ها: اشعار شهادت امام سجاد مدینه, اشعار شهادت امام سجاد کربلا, شهادت امام زین العابدین, امام سجاد, امام چهارم شهادت
بیست و هفتم آبان 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

غمگین تر از پاییزم و ابر بهارم

از من گرفته کربلا دار و ندارم

 ماندم تک و تنها در این شهر مدینه

رفته است دیگر دلخوشی از روزگارم

 قلب زمین و آسمان ها تا قیامت

می سوزد از این گریه یعقوب وارم

 خواب از دو چشم بی قرار من گرفته

نیزه نشینی همه ایل و تبارم

 بزم شراب و خیزران ، اشک سکینه

سی سال از این غصه ها شب زنده دارم

 سی سال این پیراهن خونی بابا

برده تمام صبر قلب بی قرارم

 سوغاتی ویرانه دلگیر شام است

لرزیدن در لحظه های احتضارم

 تنها به جرم گریه بر سالار زینب

روزی بدون سایبان گردد مزارم

 محمد حسین رحیمیان


برچسب‌ها: شهادت امام سجاد, اشعار امام سجاد, 25 محرم, مداحی امام سجاد, شعر شهادت امام سجاد

نوحه زمینه۸شوال (مدینه) به بهانه سالروز تخریب قبور بقیع

یهمراه سبک قابل دانلود        م.همایونفر

۳بند آزاد         ۱۴۳۴سروده حقیر

 

مدینه تو بگو قبر زهرا میانت کجا پنهان است

نیمه شب یک نفر روی قبرش چرا گریان است

 

 

**متن کامل شعر و دریافت سبک در ادامه مطلب**

 

 


برچسب‌ها: نوحه تخریب بقیع, سبک سینه زنی مدینه بقیع, مداحی ونوحه سالروز تخریب قبور ائمه بقیع, دانلود سبک بقیع, مداحی مدینه سبک

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...

سرود ولادت سرداران کربلا سوم چهارم وپنجم شعبان

بهمراه سبک قابل دانلود         م.مسعود نوری

۵بندآزاد        سروده چهار بند حقیر۱۴۳۳

 

اومده عشق حضرت علی وزهرا               اومده جان فاطمه حسین بابا

همه به صف شدن برا عیدی گرفتن     آخه داره عیدی میده حضرت زهرا

 

**متن کامل شعر ودریافت سبک در ادامه مطلب**


برچسب‌ها: سرود وسبک ولادت سرداران کربلا, سبک وسرود ولادت حضرت عباس, سرود ولادت وسبک امام حسین, سرود میلاد امام سجاد, شعر ولادت وسبک سرداران کربلا

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>
آرشیو موضوعات
آمــار زائرینـ
کلام نابـ
 
 
همه زندگیم خرج حسینـ استـ | : ایــمانـ غلامی
 

پیچک