|
مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک مداحی.اموزش مداحی.انچه یک مداح باید بداند.شعر مذهبی.اشعار سبکی
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نوحه زمینه(شور) مصائب و شهادت امام سجاد علیه السلام ( شام ) ۳ بند زبان حال سروده حقیر ۱۴۳۳ بهمراه سبک نوحه قابل دانلود
حال من کم از تو و مادر نیست هنوزم خون گلویت جاریست مگه زهرا چی رو دید که میگفت جای بابات ای حسین جان خالیست **دریافت متن کامل شعر و سبک در ادامه مطلب** موضوعاتــ مرتبط: سبک وقطعه های ساخته شده...، اشعار حضرت سجاد(ع)، اشعار شام گذر واژه ها: نوحه شهادت امام سجاد, دانلود مداحی امام زین العابدین, سبکی امام سجاد, اشعار مداحی شام و کوفه, سینه زنی شام و کوفه ادامـــه مــطـــلــبـــ *کـــلـیـک کــنـیــد*(یاحسین) [ نهم آذر 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
السلام علیک یا زین العابدین سَرِ اِسمت چقدرکینه ی هاشا دارند سَرِرأست همه شان سبقت ودعوا دارند بین این سلسله در شهر!دخترت می گوید دختران یک به یک اینها همه بابا دارند حرف بردن به کنیزی است چه باید بکنم؟ بزم نامحرم ومی صحبت بی جا دارند زدن چوب به دندان تو ابم کرده این حیا و نه مرا می است که انها دارند ...می کشید و نفس دختر تو بند امد قل و زنجیر همه بر سر و بر پا دارند اتش روی سرو غصه ی کوچه بابا همگی چشم به این زیور زنها دارند رفتن رأس تو بر نی تا گلوی اصغر همه از کینه ی جدس که با ما دارند کاش می شد که نخندند به حال دل ما تکه ی نانی ودستی است که فردا دارند همه دفن اند بجز این بدن غرق به خون چه مرامی است که این مردم اینجا دارند سالهای غم و داغت چه به من سخت گذشت تا که غمهای تو بر این دل من جادارند ایمان غلامی باب الجنه ترنج موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع)، اشعار شام گذر واژه ها: شام خراب, مصائب امام حسین, اشعار کوفه و شام, مداحی دروازه شام, اشعار امام سجاد [ نهم آذر 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
علیکن باالفرار این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد هیچ عقده ای از این گلوی بسته وا نکرد آنچه که آرزوی من آن بود آن نشد سی سال دیر آمد و فکر مرا نکرد طوفان گرفت و دار و ندارم به باد رفت روزی که غم وزید و به ما جز جفا نکرد غم های من ز عصر مصیبت شروع شد وقتی که دشمن آمد و رحمی به ما نکرد در گیر و دار غارت معجر ز دختران خلخال و گوشواره ای آرام وا نکرد عمه رسید و گفتم "علیکن باالفرار" یعنی کسی ز آل پیمبر حیا نکرد از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام دشمن ز بی حیایی و ظلمی ابا نکرد اما میان این همه رنج و غم وبلا جایی تلافی ستم "شام" را نکرد بازار داغ برده فروشی شامیان داغی به دل گذاشت که کرب و بلا نکرد در بین کوچه های یهودی نشین شهر ما را کسی به اسم مسلمان صدا نکرد دیدم میان بزم شراب حرامیان چوبی که دو لب پدرم را رها نکرد عمری به یاد این همه غم سوختم ولی این زهر، دردی از تب دردم دوا نکرد محمد بیابانی اکسیر موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع)، اشعار شام گذر واژه ها: مجلس شام, اتش و خاکستر, سلسله, قل و زنجیر, شهادت امام زین العابدین و شام [ هفتم آذر 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
السلام علیک یا علی ابن الحسین ابن علی المرتضی كاش ما هم كبوترت بوديم آستان بوس محضرت بوديم
كاش با بال هاي خاكي مان لااقل سايه گسترت بوديم
كاش ما هم به درد مي خورديم فرش قبر مطهرت بوديم
كاش مي سوختيم از اين غربت شمع بالاي بسترت بوديم
كاش مي شد كه مَحرمت بوديم عاشقانه ابوذرت بوديم
كاش در كوچه ي بني هاشم پيش مرگان مادرت بوديم
كاش ماه محرمي آقا يك دهه پاي منبرت بوديم
كاش مي شد كه گريه كن هاي ... .... روضه ي تيغ وحنجرت بوديم
كاش مي شد كه سينه زنهاي نوحه ي گريه آورت بوديم
كاش در روز تشنگيِ محشر باده نوشان ساغرت بوديم
در قيامت به گريه مي گوييم: كاش...اي كاش..نوكرت بوديم وحید قاسمی موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع) گذر واژه ها: امام پنجم, مداحی امام سجاد, شعر امام سجاد, شهادت امام زین العابدین [ هفتم آذر 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
مریض کربلا باز گریان غم هم نفسی باید شد زائر مرغ غریب قفسی باید شد باز یک عده جفا ، زخم روی زخم زدند از قضا باز عزادار کسی باید شد باید امشب همه از شوق پر و بال شویم تا عزادار عزادار چهل سال شویم کاسه ای اشک بگیریم روی دست وَ بعد راهی روضه ی پیغمبر گودال شویم آن کسی که همه اش گریه ی عاشورا بود آب می دید به یاد جگر سقا بود چشمایش همه شب هیأت واویلا داشت تا نفس داشت فقط گریه کن بابا بود موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع) گذر واژه ها: دوازدهم محرم, شهادت امام سجاد, 25محرم, شام, مدینه ادامـــه مــطـــلــبـــ *کـــلـیـک کــنـیــد*(یاحسین) [ هفتم آذر 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
وای از شام خراب دل سوخته، شبیه دل خیمه ها شده مانند پاره پیرهنی نخ نما شده دارم هنوز بر سرم عمامه ای که سوخت بغض گلوی سوخته ام بی صدا شده دارم به روی گردن خود دست می کشم دیدم که زخم کهنۀ سر بسته وا شده با یاد شام سینۀ من تیر می کشد این سینه زخم خوردۀ آن کوچه ها شده وای از کمان و حرمله و نیش خند او وای از رباب و اصغرِ از نی رها شده دیدم طنابِ دورِ گلوی رقیه را زنجیر داغ، مرحم یک زخم پا شده مانند خواهرم کمرم درد می کند گویی که مهرۀ کمرم جا به جا شده مسعود اصلانی موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع)، اشعار شام گذر واژه ها: شام, شهادت امام سجاد, مصبت, دروازه شام, کاروان شام [ هفتم آذر 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
السلام علیک یا سید الساجدین کاش مادر تو را نمی زایید! گله از دست ِ زندگی داری دیدن آب ، آتشت می زد دل خونی ز تشنگی داری تا نگاهت به دشنه ای می خورد جگرت درد می گرفت آقا تا جوانی رشید می دیدی کمرت درد می گرفت آقا **متن کامل شعر در ادامه مطلب** موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع) گذر واژه ها: اشعار شهادت امام سجاد, شعر امام زین العابدین, شام, غریب مدینه ادامـــه مــطـــلــبـــ *کـــلـیـک کــنـیــد*(یاحسین) [ هفتم آذر 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
السلام علیک یا اهل بیت نبوة نوحه(شور)تخریب قبور ائمه بقیع بهمراه سبک
می سازیم آخر یه روز شیعه برات حرم میسازه آقاجون حرم برای تو شه کرم میسازه آقاجون آخر برات یه گنبد طلا میسازیم آقاجون شبیه گنبد امام رضا میسازیم آقاجون قربون قبر بی چراغت قربون خشکی مزارت ازت میخوایم تا وقتی هستیم یه شب بیایم بقیع کنارت به کوری عایشه و دشمن حیدر بقیع تو آباد میشه گل پیمبر ۱۴۳۳ **متن کامل شعر در ادامه مطلب** موضوعاتــ مرتبط: سبک وقطعه های ساخته شده...، اشعار امام حسن(ع)، اشعار حضرت باقر(ع)، اشعار حضرت سجاد(ع)، اشعار بقیع گذر واژه ها: امام محمدباقر, نوحه شهادت امام محمد باقر, باقرالعلوم, نوحه بقیع, دانلود نوحه تخریب قبور بقیع ادامـــه مــطـــلــبـــ *کـــلـیـک کــنـیــد*(یاحسین) [ چهارم شهریور 1391 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
زمینه شهادت امام سجاد (ع) سلام و عرض تسلیت برای دانلود سبک به انتهای متن مراجعه کنید (وای از شام خراب) قرآن پرپر روي نيزه غربتت را 2 حسرتی دارد بقیعت.عالمی دارد عزایت.2 قلب زینب شد کباب وای از شام خراب2 (سرتو دیدم روی نی که داره قرآن میخونه) (بیچاره زینب دلشو به همین کار خوش میکنه)2 قلب زینب شد کباب وای از شام خراب ------------- موي سپيد و چهره اي در هم شکسته2 صبر هم شد بیقرارت.دل نشد از غصه آرام طعنه ها زخم زبانها.آه از شام آه از شام 2 قلب زارم شد کباب وای از شام خراب 2 (نیگاه این حرومیا دلمو آتیش میزنه) (کاری از دستم نمیاد زینبو داره میزنه(بچه رو داره میزنه))2 قلب زینب شد کباب وای از شام خراب --------------- در اين ديار پُر بلا هر کس به نوعي 2 عطر ناب کربلاو .بوسه بر سجاده ی تو جلوه ی عشق خدا بود . در دل آزاده تو 2 قلب عالم شد کباب وای از قبر خراب 2 (کششی تلفظ شود) (یه مدینه یه بقیعه یه آقا که حرم نداره!) (کسی نیست تا یک دونه شمع بالای قبرش بزاره!)2 وای از قبر خراب ایمان غلامی(باب الجنه) التماس دعا دانلود سبک صوتی از طریق لینک زیر کلیک کنید: www.emam8.com/sabk/users/gholami/gholami_h_sajjad.wma منبع:www.boyepirahanehoseyn.blogfa.com موضوعاتــ مرتبط: سبک وقطعه های ساخته شده...، اشعار حضرت سجاد(ع)، اشعار شام گذر واژه ها: دوازده محرم, شهادت حضرت سجاد, عاشورا, امام زین العابدین, شام غریبان [ دوازدهم دی 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
یا حضرت زین العابدین ع
چه شکوهی ست در این زندگی ساده تو می رود از نظرش جنت و ملک و ملکوت آنکه از روز نخستین شده دلدادهی تو زمزم و کوثر و تسنیم به وجد آمده اند از زلالی مي و روشني بادهی تو هر کسي معجزهی چشم تو را باور کرد مي شود بنده ولي بندهی آزادهی تو با کرامات نگاهت دل هر عاشق را می برد سمت خدا روشنی جادهی تو آمدي تا به جهان نور يقين برگردد نور ايمان و سعادت به زمين برگردد مکه با مقدم تو عطر بهاران دارد ديدهی روشن تو رحمت باران دارد کعبه بر شانهی لطف تو توکل کرده با نفس هاي مسيحايي تو جان دارد مثل جدّت تو نهادي حجر الاسود را ور نه بي مرحمتت قامت لرزان دارد هر کسي در دل او نور ولايت جاري ست به کرامات تو و چشم تو ايمان دارد از نگاهت همه اعجاز و يقين مي بارد چشمهايت چقدر تازه مسلمان دارد آيه آيه کلمات تو همه روشني اند خط به خط مصحف تو جلوهی قرآن دارد لحظاتت همه از نور خدا لبريزند مگر اين شوق الهي تو پايان دارد شب گذشت و سر تو بر روي تربت مانده در عروجي تو ولي شوق عبادت مانده با تو هر لحظهی من بوي خدا مي گيرد عطر اخلاص و مناجات و دعا مي گيرد بچشان بر دل ما طعم عبوديّت را سجده هامان به نگاه تو بها مي گيرد تو ولي نعمت ما و همه عبدت هستيم رحمت واسعه ات دست مرا مي گيرد تا بقيعت دل شيداي مرا راهي کن عشق از گوشهی چشمان تو پا مي گيرد آنقدر بنده نوازي که دل چون من هم عاقبت تذکرهی کرب و بلا مي گيرد باني روضهی اربابي و باران باران چشمم از محضر تو اذن بکا مي گيرد از تو بر گردن اسلام چه دِيْني مانده با فداکاري تو شور حسيني مانده رهبر جان به کف اهل ولايي آقا مظهر بي بدل صبر و رضايي آقا به تو و عزت و ايثار و شکوهت سوگند علم افراشتهی خون خدايي آقا بيرق نهضت ارباب به روي دوشت وارث سرخي خون شهدايي آقا خطبهی حيدري ات کاخ ستم را لرزاند دشمن تو نبرد راه به جايي آقا کربلا را که تو به کوفه و شام آوردي همه ديدند که مصباح هدايي آقا مصحف چشم تو از عشق حکايت دارد راوي غيرت و ايمان و وفايي آقا ديدهی غرق به خون تو گواهي داده تو عزادار چهل سال منايي آقا اشک هم از غم چشمان تو خون میگرید زائر جان به لب کرب و بلايي آقا چشمهاي تو از آن ظهر قيامت مي خواند دم بدم در همه جا داشت مصيبت مي خواند غربت و بي کسي قافله يادت مانده شام اندوه و شب هلهله يادت مانده خار غم چشم تو را باز نشانده در خون پاي زخمي و پر از آبله يادت مانده در خرابه تو هم از پاي نشستي آخر قامت خم شدهی نافله يادت مانده زخم بي مرهم چل روز اسارت آقا سالها سلسله در سلسله يادت مانده سالياني ست که اين داغ شهيدت کرده تلخي طعنهی صد حرمله يادت مانده قاتلت درد و غم و بي کسي عاشوراست سالياني ست دل زخمي ات ارباً ارباست اجرک الله یا صاحب الزمان عج موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع) [ سی ام آذر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
از روزهاي قافله دلگير مي شوي هر روز چند مرتبه تو پير مي شوي ؟ در شام شوم زخم زبانها چه مي كشي ؟ كز روشناي عمر خودت سير مي شوي زخمي ست لحظه هاي تو مانند پيكرت از بس اسير طعنة زنجير مي شوي آيات صبح از لب قرآن شنيدني ست در كوچه هاي شام كه تكفير مي شوي خون جگر كه مي خوري از دستِ درد و داغ بي تاب بغضهاي گلوگير مي شوي با آه آهِ روضة ما اي امام اشك در هر نگاه آينه تكثير مي شوي خون گريه مي شوي تو و تا آخر الزمان از چشمها هميشه سرازير مي شوي باب الجنه(ایمان غلامی) موضوعاتــ مرتبط: اشعار حضرت سجاد(ع)، اشعار شام [ سی ام آذر 1390 ] [ ] [ خاک پای مولا(باب الجنه) ]
عرض ادب واحترام به محضر شما بزرگواران تبریک میگم فرارسیدن ماه شعبان ماه دریا کونه ای که به لحظات شیرین و پر حادثه ای ختم میشه وامیدوارم خرجی ماه رمضون همه ما توسظ این ماه داده بشه باز هم از همتون ممنون والتماس دعا ایمان غلامیسزاوار لطف بی پایانخدایا، آن دم که تو را ندا می کنم، صدایم را بشنو و چون تو را می خوانم، پاسخم ده و چون با تو راز می گویم، مرا دریاب که به سوی تو گریخته ام و پیش روی تو ایستاده ام. پریشان و گریان و امیدوار، چشم امید به سوی تو دوخته ام، به سوی تو که از درونم آگاهی و از راز دلم با خبری. خدایا، اگر من لایق رحمت تو نیستم، ولی تو سزاوار لطف و کَرَم بی پایانی[؛ پس مرا از لطف و کَرَمت بی نصیب مساز، ای مهربان ترین].پناه بی پناهیخدایا، آن که به تو شهرت یابد، هرگز بی نام و نشان نگردد. آن که به تو پناه آوَرَد، هرگز خوار و زبون نماند و آن که تو به او روکُنی، بنده دیگری نشود. خدایا، آن که رو به سوی تو کند، نور یابد و آن که به تو پناه آورد، پناه جوید. رحیما، من به درگاهت پناه آورده ام؛ پس ای مهربان، امیدم را ناامید مکن و از لطف و رأفتت محرومم مدار.تو را می خوانمخدایا، اگر گناهانم مرا نزد تو خوار گردانیده، تو به خاطر حُسن اعتمادم به تو از من درگذر. مهربانا، اگر عصیانم مرا از لطف و کرمت دور داشته، یقینم به تو، کَرَم و عطوفت تو را دریادم زنده می دارد. لطیفا، اگر خواب غفلت مرا از دیدار تو با زمی دارد، ایمان به مهر و بخشش ات بیدارم می دارد. خدایا، اگر عِقاب تو مرا به دوزخ می خوانَد، ثواب بی پایانت مرا به سوی بهشت دعوت می کند، پس ای مهربانْ تو را می خوانم، از تو می خواهم، به درگاه تو ناله سر می دهم و رو به سوی تو می کنم. خدایا، از آنانم قرار ده که همواره در یاد تواند، هرگز عهد تو را نمی شکنند و شکر تو را لحظه ای از یاد نمی برند.ببه مناسبت ولادت امام حسین علیه السلام(دعای آن حضرت در روز عرفه)رشته بی پایان احسانخدایا، چه یافت آن که تو را گم کرد و چه گم کرد آن که تو را یافت؟ آن که جز تو به دیگری رو کرد، در خسران فرو رفت و آن که از تو روی گردانید، زیان دید. چگونه به غیر تو چشم امید بدوزم که رشته احسان تو هرگز پاره نخواهد شد و چگونه از غیر تو چیزی بخواهم که لطف و عطا، شیوه همیشگی توست. خدایا، مرا به رحمت و مهرت بخواه تا به تو رسم و به احسان و لطفت به سوی خود بکشان تا با همه وجودْ به سوی تو رو کنم.در کوی وصلخدایا، اینْ خواری من که بر تو آشکار است و اینْ پریشان حالی ام که بر تو پوشیده نیست. از تو ای مهربان وصل تو را می خواهم؛ پس مرا به نور خود به کوی وصلت هدایت کن و به صدق و خلوص دربندگی ات پایدارم گردان. ای خدا، مرا از گنجینه علمت بیاموز و در حصار امنت محفوظم دار. ای مهربان، گاهِ اضطرار و پریشانی یاورم باش، از خواریِ نَفْسم رهایم کن و از پلیدی شرک و تردید پاکم دار. خدایا، پیش از آن که مرگم فرا رسد، ازتو یاری می خواهم؛ پس یاری ام کن. بر تو توکل می کنم؛ پس مرا وامگذار. به تو امید می بندم؛ ناامیدم مکن. به لطفت چشم می دوزم؛ محرومم مساز و به درگاه کَرَمت پا می نهم؛ مرا از درگاهت مران ای مهربان.به مناسبت ولادت امام سجاد علیه السلام(دعای آن حضرت در طلب پرده پوشی)پوشاننده عیوبخدایا، بر محمّد و خاندان پاکش درود فرست و فرش کرامتت را برایم بگستران، در کوچه های مهربانی ات روانم دار و در بهشتت جایم ده. دست رد بر سینه ام منه و به ناامیدی و حرمانم مکش. بر کردار بدم سخت مگیر و عقابم مکن. رازم را پنهان دار و نهانم را آشکار مکن. عملم را به ترازوی عدلت مسنج و درونم را در دیدگان مردم هویدا مساز. آن چه مایه رسوایی من است، بر پرده عیب پوشی ات بپوشان. مرا به خشنودی ات پایه ای بلند ببخش و در زمره رستگاران قرارم ده.طلب آمرزش (دعای آن حضرت در روز عرفه)خدایا، فرمانم دادی، اطاعت نکردم. زنهارم فرمودی، نپذیرفتم. از گناهم نهی کردی و بدان دست آلودم، امّا نه از سر دشمنیِ تو که از سر خواهش دلْ که به وعده عذابت معترف بودم و به عفو تو امیدوار و به گذشت تو دل گرم. اکنون من در حضور توام؛ خوار و سرافکنده، پریشان و ترسان، زبان به گناه خود گشوده و بارِ آن را بر دوش گرفته. به عفو تو پناه آورده ام و به بخشش ات چشم دوخته ام؛ پس چنان که بندگان گنهکارت را از رحمت خود فرو می باری، بر من نیز از مهر و رحمتت ببار و چندان که پناه جویان را از بخشش ات سیراب می کنی، مرا نیز سیراب کن و به آمرزش خود برمن منّت نه.به مناسبت ولادت امام زمان علیه السلامبه امید بشارت وصلخدایا، آتش حسرت بر جان و چشم به راه مانده ایم. رنجوریم و درمانده، با گَرد یتیمی بر سر و اندوه فراق در دل، تو را می خوانیم به امید فرجی، گشایشی تا مژده وصل دهی و چشم مان را به دیدار مولود آسمانی ماه شعبان، تنها یاور مستضعفان و درماندگان، خورشید تابنده آسمان ولایت، مهدی موعود روشن کنی. خدایا، در فقدان پیامبر سوختیم. در حرمان لحظه ای دیدار امامان گداختیم و هر بار به این تسلا ماندیم که او می آید و مرهم زخم دلمان می شود. رحیما، مهربانا، پس کجاست آن تسلای دل ها، آن مرهم دردها، آن چراغ روشن هدایت و آن کشتی نجات است؟ عزیزا، دردمند و از سر سوز تو را می خوانیم که او را مژده ظهور و ما را بشارت وصل عنایت فرمایی.انتظار راستین (نیمه شعبان)هر دم، دم از عشق و انتظار می زنیم و هر لحظه، اشک حسرت می ریزیم و آه فراق سر می دهیم؛ امّا گاهْ غرق در دریای انتظار، از زلال شفابخش آن غافل می مانیم و دل به تصویر مجازی دنیاخوش می کنیم. خدایا، رحیما، عطش درونمان را در انتظار آمدن موعود فزونی بخش. یاری مان کن تا چون منتظری راستینْ خانه دل بیاراییم و مهیّا شویم. مددمان کن تا عاشق راستین آن خورشید هدایت باشیم. چنان کن که انتظار، چون او بودن را در ما جاری و ما را در دل به او نزدیک و نزدیک تر کند. لطیفا، به دیدارش بر ما منّت نِه و به رضایتش، به سعادتمان برسان.ماه پُرستارهماه شعبان، ماه درخشش ستارگان آسمان امامت و ولایت است؛ ماهی که در آن میلاد سه امام همام، امام حسین علیه السلام ، امام سجاد علیه السلام و امام زمان(عج) و نیز تولد ماهِ درخشان خاندان هاشمی، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام اتفاق افتاد. شعبان چه خوش یمن است؛ ماهی که هلالش را ستارگانی چنین فراگرفته اند و بدرْ آن را، یادگار ائمه علیهم السلام پاسبان میراث نبوی و گل بوستان علوی حضرت بقیة اللّه الاعظم ـ که جان های عالمیان به فدای او باد ـ درخشان تر ساخته است. میلاد این ستارگان درخشان بر شما عاشقان مبارک باد. سوم شعباندر سومین روز ازماه شعبان، سومین امام و پیشوای مسلمانان دیده به جهان گشود و اهل مدینه را غرق در شادی و سرور ساخت. کودکی که سیمای روشن و پرنورشْ حکایت از آینده ای درخشان داشت و خانه ساده علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام را غرق در نور و سرور گرداند و دیده پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به دیدارش روشن گردید. حسین، فرزند علی مرتضی علیه السلام و زهرای مرضیه علیهاالسلام در روز سوم شعبان سال چهارم هجری قمری به دنیا آمد و با قدوم پربرکت خویش، آزادگی و عزّت را به مردمان ارزانی داشت. دعای باراندر زمان حکومت امام علی علیه السلام مدتی در کوفه باران نیامد. اهل کوفه نزد حضرت علی علیه السلام رفتند و از نیامدن باران شکوه کردند و گفتند: ای امیرمؤمنان، از خداوند متعال بطلب تا برای ما باران پربرکت نازل فرماید. در آن هنگام، حضرت علی علیه السلام به فرزندش حسین علیه السلام فرمود: «فرزندم، برخیز و از خداوند متعال برای این مردم باران بخواه». امام حسین علیه السلام برخاست و بعد از حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر گرامی اش صلی الله علیه و آله ، چنین لب به دعا گشود: «پروردگارا، ای بخشنده خیر و نیکی ها و فرستنده برکات، ما را از باران آسمان سیراب کن؛ بارانی فراوان، فراگیر، انبوه، پروسعت، ریزان و روان و شکافنده زمین های خشک و تشنه که به وسیله آنْ دست بندگان ناتوانت را بگیری و زمین های مرده را زنده سازی آمین ربّ العالمین». هنوز امام علیه السلام دعای خود را تمام نکرده بود که ناگهان باران رحمت خداوند، شهر کوفه و اطراف آن را فراگرفت. یاور محرومانآقایی و بزرگ واری امام حسین علیه السلام زبان زد همه مردم بود. در سال هایی که در مدینه می زیست و نیز دوران پدر بزرگ وارش، آن چه ازدست کریمش می جوشید، سخاوت و جود نسبت به نیازمندان بود. به روایت امام سجاد علیه السلام ، امام حسین علیه السلام بار غذا و آذوقه به دوش می کشید و به خانه یتیمان، فقیران و نیازمندان می برد ؛ از این رو بر شانه های آن حضرت، جای بندِ اَنبانِ غذا مانده بود. شیوه کریمانه حضرت شهره آفاق بود تا جایی که وقتی سائلی به در خانه امام آمد و در زد، اشعاری با این مضمون سرود که: «هر کس امروز به تو امیدوار باشد، ناکام و نومید نمی شود و هرکس حلقه در خانه تو را بکوبد، دست خالی بر نمی گردد، تو سرچشمه جود و سخاوتی و پدرت کُشنده فاسقان تبه کار بود». شیوه کمک مالیامام حسین علیه السلام پیوسته یار محرومان و ستم دیدگان بود و در کنار کمک های اقتصادی به مردم، سعی در آموزش معارف اصیل اسلامی و بارور کردن روحیه عزت و آزادمنشی افراد نیز داشت. وقتی شخصی به حضور امام رسید و درخواست کمک مالی کرد، امام حسین علیه السلام فرمود: «ای برادر، از کمک خواهی رو در رو بپرهیز و آبرو و شخصیت خود را حفظ کن. اکنون درخواستت را در نامه ای بنویس که من به خواست خدا آن چه را موجب شادی توست، انجام خواهم داد». وقتی شخص تقاضای خود را مطرح ساخت، امام علاوه بر این که دوبرابر نیازش به وی داد، در جملاتی زیبا چنین فرمود: «با نصف این مبلغ، بدهی خود را بپرداز و با نصف دیگر آن، سرو سامانی به زندگی خود بده و حاجت خود را جز نزد سه نفر نگو: دین دار، جوان مرد و صاحب اصالت خانوادگی». هم سفره فقیرانروزی امام حسین علیه السلام از کنار جمعی از فقیران و تهی دستان می گذشت. آنان که سفره خود را پهن کرده و تکه های نان خشک را در آن قرار داده بودند، از امام خواستند تا با آنان هم غذا شود. حضرت به درخواست آنان پاسخ مثبت داده و در کنار آن ها نشست و با آنان هم غذا شد و این آیه را تلاوت فرمود: «خداوند مستکبران را دوست ندارد»، سپس فرمود: من دعوت شما را پذیرفتم، حال شما نیز به دعوت من پاسخ مثبت گویید. عرض کردند: آری ای فرزند رسول خدا، چنین می کنیم. سپس همراه امام حسین علیه السلام به سوی منزل ایشان روانه شدند و به خانه ایشان رفتند. حضرت به اهل خانه فرمود: هر چه در منزل کنار گذاشته اید، برای ما بیاورید و از این مهمانان عزیز پذیرایی کنید. و با این کار، عملاً توجه به فقیران جامعه را به همگان گوش زد فرمودند. کودک علی علیه السلام در کنار نبی صلی الله علیه و آلهاز دوران کوتاه زندگی امام حسین علیه السلام با پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله خاطرات بسیاری آمده است که بیش تر آن ها حکایت از آموزش ویژه، و توجه و علاقه شدید پیامبر به ایشان و برادر بزرگ ترشان، امام حسن مجتبی علیه السلام دارد. آن دو بزرگوار هم چنین روایات بسیاری از محضر مبارک پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده اند. روزی از امام حسین علیه السلام سوال شد که از رسول خدا چه شنیدی؟ فرمود: شنیدم که می فرمود: خداوند کارهای مهم و بزرگ را دوست می دارد و کارهای پست و حقیر را نمی پسندد. هم چنین شنیدم که می فرمود: هر که خدا را اطاعت کند، خدا او را بالا می برد. هر که نیّت خود را برای خدا خالص گرداند، خدا او را نیکو سازد و بیاراید. هرکه به آن چه نزد خداوند است اطمینان کند، خدا او را بی نیاز گرداند و هرکه بر خدا بزرگی و فخر بفروشد، خدا او را خوار سازد». احسان به قدر بینشتلاش پیشوایان دینی در گسترش معارف اسلامی و بالا بردن سطح معلومات محبّان و پیروان خود، تا جایی بود که از اندک فرصت های به دست آمده نیز به خوبی بهره مند می شدند. نمونه بارز آن را می توان در رفتار امام حسین علیه السلام با یکی از مسلمانان مشاهده کرد که وقتی آن عربِ بادیه نشین خدمت حضرت رسید و برای پرداخت دیه از ایشان کمک مالی طلبید، امام حسین علیه السلام در جواب فرمود: ای برادر، سه مسأله از تو خواهم پرسید، اگر یکی را جواب دهی، 31 مال مورد نیازت را می دهم، اگر به دو مسأله پاسخ دادی 32 آن را و چنان چه به هر سه مسأله پاسخ گویی، همه دیه ای را که برعهده تو آمده پرداخت خواهم کرد. اعرابی گفت: ای فرزند رسول خدا، آیا مثل تو، از مانند من بی سوادی مسأله می پرسد؟ امام فرمود: بله، زیرا از جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: نیکی و احسانْ به اندازه معرفت افراد باشد. سپس امام سؤالات خود را مطرح فرمودند و اعرابی به همه آن ها پاسخ داد و حضرت علاوه بر مبلغ مورد نیاز وی، انگشتریِ خویش را نیز به او هدیه کرد. و با این عمل، وی را به خاطر دانستن معارف الهی و اسلامی، مورد تشویق قرار داد. شاخه گل رهاییاهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله ، همگی با محبت سرشار و احسان فراوان نسبت به افراد جامعه خود، زبان زد عام و خاص بوده و هستند و در این راستا، فقیر و غنی و عبد و آزاد، به تناسب ظرفیت وجودی خویش از مواهب اهل بیت علیهم السلام برخوردار می گشته اند. در حکایتی جالب، یکی از یاران اباعبداللّه الحسین علیه السلام می گوید: نزد امام حسین علیه السلام بودم که یکی از کنیزان آن حضرت، در حالی که شاخه گلی در دست داشت، وارد شد و آن گل زیبا را به امام حسین علیه السلام تقدیم کرد. امام در پاسخ به محبت و نیکی آن کنیز فرمود: تو در راه خدا آزادی. عرض کردم: آقای من، او را در مقابل یک شاخه گل بی ارزش و کم بها آزاد می کنی؟ امام فرمود: خداوند ما را چنین تربیت کرده که «چنان چه به شما درود گفته شد، به صورتی بهتر از آن درود گویید یا همان را درپاسخ برگردانید که خدا همواره به هر چیزی حساب رس است» و آزادی این کنیز، چیزی بهتر از نیکی او بود، که در مقابل وی انجام دادم. حسین علیه السلام گل خوش بوی محمد صلی الله علیه و آلهارتباط عاطفی و روحی امام حسین علیه السلام با پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه و آله آن چنان شدید بود که پیامبر صلی الله علیه و آله حتی هنگام خطاب به علی علیه السلام او را با القاب مرتبط با حسین علیه السلام صدا می زدند. جابربن عبداللّه انصاری می گوید: سه روز قبل از رحلت رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن حضرت شنیدم که علی علیه السلام را مورد خطاب قرار داد و به او چنین فرمود: «درود خدا بر تو ای پدر دو ریحانه (گل خوش بو)، تو را به این دو ریحانه ام سفارش می کنم...». هم چنین در تأیید این علاقه وافر، چنین نقل شده است که «روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله از منزل خویش بیرون آمد و هنگام عبور از کنار خانه فاطمه زهرا علیهاالسلام صدای گریه امام حسین علیه السلام ـ که در آن زمان طفل کوچکی بود، به گوش ایشان رسید. حضرت دخترشان فاطمه علیهاالسلام را صدا کرده و فرمودند: دخترم، حسین را آرام کن ؛ مگر نمی دانی که شنیدن صدای گریه او مرا ناراحت می کند؟» حسین علیه السلام مرجان قرآنبر اساس روایاتْ آیات متعددی از قرآن کریم به وجود نازنین امام حسین علیه السلام اشاره دارند. از جمله آن ها، آیه 22 سوره الرحمن است که خداوند در آن می فرماید: «از آن دو دریا، لؤلؤ و مرجان خارج کرد». امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمودند: «منظور از لؤلؤ و مرجان، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام هستند». هم چنین ایشان در تفسیر آیه دوم سوره شمس که می فرماید: «قسم به ماه که پیرو آفتاب تابان است»، می فرمایند: منظور امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام هستند». روح آرام یافتهدانای آل محمّد، حضرت امام صادق علیه السلام ، در توصیف سوره فجر فرمودند: سوره فجر را در نمازهای واجب و مستحب خود بخوانید که آن سوره امام حسین علیه السلام است». یکی از کسانی که در مجلس حاضر بود، پرسید: چگونه این سوره به حسین بن علی علیه السلام اختصاص دارد؟ حضرت فرمودند: «آیا سخن خدا را در پایان این سوره نشنیده ای که فرمود: «ای روح آرام یافته، به سوی پروردگارت بازگرد، در حالی که هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است»، منظور خداوند از نفس مطمئّنه، حسین بن علی علیه السلام است که روح آرام یافته ای دارد که هم خدا از او راضی است و هم او از خداوند راضی و خشنود می باشد». حسین علیه السلام ، الگوی جامعیکی از بهترین و کارآمدترین روش های پرورش و سازندگی، تربیت از راه نشان دادن الگوها و سرمشق های عملی است. اسلام به عنوان مکتبی انسان ساز و جامعه پرداز، این اصل را در برنامه های تربیتی و اخلاقی خود مطرح کرده و با ارائه الگوهای اصلی و حقیقی و پرهیز از الگوهای دروغین، روش تربیتی ویژه ای را به جامعه بشری نشان داده است. یکی از این الگوها، شخصیت برجسته اباعبداللّه الحسین علیه السلام می باشد. ایشان الگوی رحمت، رأفت، کرامت و بزرگ واری است که باران وجودش، همگان را سیراب می سازد و شادابی، نشاط و حیات می آفریند؛ الگویی که شیوه زندگی اش، ترسیم کننده ارزش های اخلاقی و انسان پرور است. رضا و تسلیمیکی از صفات انسان های شایسته و کامل، راضی بودن به مقدّرات الهی و تسلیم در برابر آن هاست. امام حسین علیه السلام نمونه متعالی و کامل این ویژگی است و در رفتار و گفتارش، رضایت و تسلیم در برابر حق موج می زند. آن حضرت در دعای روز عرفه می فرماید: «خدایا، قضا و قَدَرتْ را بر من خیر و مبارک ساز تا آن چه برمن دیر می خواهی، زودتر دوست ندارم و آن چه زودتر می خواهی، دیرتر از آن زمان را مایل نباشم» و در جمله ای دیگر می فرماید: «رضایت و خشنودی خداوند، مورد رضایت ما اهل بیت است و بر بلای رسیده از جانب او، صبر می کنیم». حسین علیه السلام ، محور محبّت الهیپیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله که سخن جز وحی نمی گوید، درباره دو نوه بزرگ وار خویش می فرمودند: «هر کس حسن و حسین علیه السلام را دوست بدارد، او را دوست دارم و هر که را من دوست داشته باشم، خداوند نیز او را دوست دارد و هر که مورد محبت خداوند قرار گیرد، وارد بهشت گردد؛ در مقابل هر که با آن دو دشمنی ورزد، با او دشمن می گردم و دشمنِ من، دشمنی خداوند را به دنبال خواهد داشت که نتیجه آن، جاودانگی در آتش خواهد بود». |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| در نوای زندگی سوز از حسین علیه السلام | اهل حق حُریّت آموز از حسین علیه السلام |
| برمشام جان رسد بوی حسین | آن بهشتی بوی دلجوی حسین |
| از کجا آید خدایا این نسیم؟ | کآورد همراه خودبوی حسین؟ |
| از نجف از کاظمین از سامراست؟ | یا زمشهد، یا که از کوی حسین؟ |
| گفت هاتف، سوّم شعبان رسید | این بود عطر گل روی حسین |
| آن چه لطف حق که پشت پرده بود | شد عیان از روی نیکوی حسین |
| مؤمنان را در ره معراجِ دل | قاب قوسین است ابروی حسین |
| بوی گل های بهشتی ز فضا می آید | عطر فردوس هم آغوش صبا می آید |
| هاتفم گفت که میلاد حسین است امروز | زین جهت بوی بهشت از همه جا می آید |
| نوگل مصطفوی، زینت باغ علوی | مظهر پنج تن آل عبا می آید |
| گل بی خاره نهد پای در این خارستان | شاهد عشق به منزلگه ما می آید |
| دل طوفان زدگان تا که بگیرد آرام | کشتی نوح به دریای بلا می آید |
.jpg)
| آمد آن ماه که خوانند مَهِ انجمنش | جلوه گر نور خدا از رُخ پرتوفکنش |
| آیت صولت و مردانگی و شرم و وقار | روشن از جلوه تابنده ز وَجْهِ حَسَنش |
| ای حرمت قبله حاجات ما | یاد تو تسبیح و مناجات ما |
| تاج شهیدانِ همه عالمی | دست علی ماه بنی هاشمی |
| ماه کجا، روی دل آرای تو | سرو کجا، قامت رعنای تو |
| ماه و درخشنده تر از آفتاب | مشرق تو جان و تن بوتراب |
| هم قدم قافله سالار عشق | ساقی عشّاق و علمدار عشق |
| مکتب تو مکتب عشق و وفاست | درس الفبای تو صدق و صفاست |
| مطلع شعبانِ همایون اثر | بر ادب توست گواهی دگر |
| سوم این ماه که نور امید | شعشعه صبح حسینی دمید |
| چارُم این مَه که پر از عطر و بوست | نوبت میلاد علمدار اوست |
| ای به فدای تو و جان و تنت | این ادبِ آمدن و رفتنت |
| روز شهادت قدمی پیش تر | وقت ولادت قدمی پُشت سر |


| آب دریا را اگر نتوان کشید | هم به قدر تشنگی باید چشید |
| چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن | به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن |
قطعه و مفرد
عطرِ حمد
از چه رو ميبارد امشب عطرِ حمد و مُشكِ راز؟
چونكه ميلادِ رسول ذكر و تسبيح خداست
رباعي و دوبيتي
مژده
سر ز پا محراب را آيينه بندان آمده
بنگر اين سجاده را تسبيح گردان آمده
حضرت سجاد زين العابدين، فرزندِ عشق
مژده بادا پورِ شهربانوي ايران آمده
اشعار عروضي
ثناگو
آمدي جانا گلِ رويت دل از عالم ربود
هر نخ از سجادهي مويت دل از عالم ربود
گر چه سجادي ملَك مشغول سجده بر تو است
هر يك از محراب ابرويت دل از عالم ربود
روي ماهت همچو بدري صد جهان را خيره كرد
در دل شبهاي گيسويت دل از عالم ربود
هر نسم از عطرِ تو با مشك و عنبر در ستيز
هر نفس از يك دمِ بويت دل از عالم ربود
اي كه تو سرفصلِ همنامانِ جدت حيدري
عين و لام و ياي نيكويت دل از عالم ربود
شب شبِ ميلاد تو، مدح تو را گويد حسين
خندههاي آن ثناگويت دل از عالم ربود
من به تصوير بقيعت عشق بازي ميكنم
ذره خاكي از سرِ كويت دل از عالم ربود
عيار
شد پرتوِ جمالِ تو اي آشناي من
تنها دليلِ و علتِ آن ابتداي من
گر اين كمينه را به غلامي كني قبول
هست آن حديث دولت بيانتهاي من
بخشم بهشت و جنّت خود را به ديگران
باشد بهشتِ سبزِ نگاهت براي من
قبل از طلوع تو شبِ من شامِ تيره بود
امشب ببين به حالِ وصالت هواي من
در جشن جلوهات به خدا زين العابدين
لبريزِ خنده حاجتِ حاجت رواي من
امشب كه قلبِ خاكي من را طلا كني
با من بگو شمارِ عيارِ طلاي من
بر تار و پود فرشِ وجودم خوش آمدي
اي خون تازه بر رگِ سرخِ صداي من
رازدار
مانده دل امشب سرِ بازارها
چشم ميپوشد ز دنيايارها
كارِ دل گشته جنون و خيرگي
ردّ عشق و گفتن انكارها
ترك دنيا كرده و درويش وار
ميكند اين جسم را آزارها
عقل را با زلزله ويرانه كرد
مانده عقلم زير آن آوارها
طبل رسوايي زند در كوي عشق
شهر را ديوانه كرد از جارها
گفتمش اي دل چرا اينگونهاي
مينمايي اين چنين كردارها؟
ميزني آتش به پاي خويشتن
با چنين گفتارها، افكارها!
سر برآورد و كمي لبخند زد
گفت مجنونم ندارم عارها
عشق يعني آن نگارِ مه جبين
رازدار نالهي بيمارها
عشق يعني عشقِ زين العابدين
از عبادت بر تنش آثارها
عشق يعني وآن علي بن الحسين
آن ظهورِ بهترين رفتارها
عشق آن باشد كه امشب آمده
روشني بخشِ همه دلتارها
اشعار نو
نگاه
اگر نگاه تو نبود
جهان من سياه بود
و پيكرم هميشه زير پاي ظلمت و جفا
چو ذره، گردِ راه بود
و كار من به جاي گفتگوي تو
و يا غزل سرودن از حديث هجرِ روي تو
هميشه درد و آه بود
چنان اسير بيوفايي جهان تيره ميشدم
و گاه گوشهاي
به خلوتم كه پر ز شكوههاي بسته بود
هميشه طعنه ميزدم
كه روز زادنم گناه بود
بدان همين كه ماندهام
عنايتِ نگاه توست
كه بي نگاه گرم تو زمينِ دل چه سرد ميشود
و آسمان ابري خيال من
پر از قصيدههاي غم و درد ميشود
نگاه كن مرا
و اين نگاه سبز را از اين هميشه در پناه خويش برندار
كه بي چنين نگاه
تباه ميشوم
بدان كه همچو غافلان
به پيشِ پاي عاشقانِ دل خموش
چو ذره گردِ راه ميشوم
نگاه بر ندار!
ذكر و سرود
مولاي عبادت
زمين و آسمان در نغمه و رازه امشب
چون شبِ ميلاد آن روحِ نمازه امشب
شادي ميباره ز سيماي شقايق
شبنم نابي به چشماي شقايق
خنده نشسته به لبهاي شقايق
يا سيدي ـ امام سجاد (3)
اربابمون در آغوش خورشيد و ماه و داره
تو وسعت نگاهش ستاره كم ميياره
جان به فدايت سحر زادهي خورشيد
تا كه حسين از لبش بوسه گلي چيد
بر رخِ بابا چو گل وا شد و خنديد
يا سيدي ـ امام سجاد (3)
اين كه به سينهي عشق سر ميزاره ميخوابه
آبِ وضوي بالش قطرههاي گلابه
غنچهي لبهات به نجواي عبادت
ساحل رازي و درياي عبادت
جان به فداي تو مولاي عبادت
يا سيدي ـ امام سجاد (3)
سه يار
اين شبا دل تو سينه نيست پر زده دور عالمين
ذكر همه لبا شده سجاد و عباس و حسين
ماشاء الله ... سه يار دارم عشقِ جهانند
ماشاء الله ... خيلي رئوف و مهربانند
عاشق هر سه مهتابم ... تا قيامت (3)
غلام هر سه اربابم ... تا قيامت (3)
مولانا مدد مولانا (3)
* * *
يكي از اون سه دلبرم كه تربتش عين طلاست
حسين زهرا و علي، كه پادشاه كربلاست
يا ثارالله ... عاشق اون كرب و بلاتم
يا ثارالله ... ديوونهي گريه براتم
گنبد زيبايي داره .... آره والله(3)
صحن تماشايي داره ... آره والله (3)
مولانا مدد مولانا (3)
* * *
يه دلبر ديگهي من بهش ميگن نور دو عين
زينت عابد پيشههاست آقام علي بن حسين
اي مولايم ... دست منو عنايت تو
اي مولايم ... ديدنيه عبادت تو
دلم پر از ارادته ... آقا جونم (3)
بقيع تو يه حاجته ... آقا جونم (3)
مولانا مدد مولانا (3)
* * *
يار ديگه از قدمش سينه پر از بوي ياسه
شاه وقار و هيبته اسم قشنگش عباسه
يا ابالفضل ... ورد لبِ پير و جووناست
يا ابالفضل ... ذكر تمومِ پهلووناست
با عشق تو پير نميشم ... يا ابالفضل (3)
پير و زمين گير نميشم ... يا ابالفضل (3)
مولانا مدد مولانا (3)
شور و بحر طويل
آقام يا زين العابدين (3)
هر چي ملَك بوده برا عرضِ ارادت اومده
خبر بديد به عاشقا مردِ عبادت اومده
حسين ميخونه تو چشاش جملهي سربستهاي رو
براي دشتِ كربلا درياي طاقت اومده
* * *
ذكرِ لباي غنچهاش چه آتشينه به خدا
رنگِ چشاي درياييايش آبيترينه به خدا
غرورِ مليِ وطن تو سينهام جار ميزنه
كه زادهي شهربانوي ايران زمينه به خدا
* * *
عطرِ يه لبخند علي، عالم و شيدا ميكنه
سحر براي ديدنش، ببين چه غوغا ميكنه
راز و نياز، ذكر و سجود دارن براش گل ميآرند
سجاده پيش روي اون پرهاش و هي وا ميكنه
ماه شعبان
در قمار زندگي بردن نبود
بازيش جز كشتن و خوردن نبود
بلبلي از گل جدا افتاد و گفت
اين جدايي كمتر از مردن نبود
غنچه را گر باغباني راست بود
نا شكفته فكر پژمردن نبود
گفتگوي زاهد از باغ بهشت
لاله را جز داغ آزردن نبود
ماه شعبان گر حجابش مي گشود
اين جهانم جاي افسردن نبود
محتسب را اين چنين جانا دگر
جرات آب ميم بردن نبود ( آب روي مي مرا )
قسمت ( سرخي ) هم از دار فنا
ساقيا! خون جگر خوردن نبود
سیدالشهدا
به هر طرف نگری جلوه ی جمال خداست
ادب کنید که میلاد سید الشهداست
گرفته ختم رسل روی دست آینه ای
که در صحیفه ی او صورت خدا پیداست
به مصحف رخ او با وضو نگاه کنید
که نقطه نقطه آن جای بوسه ی زهراست
شکوه داوری و صورت محمدی اش
دل از رسول خدا می برد زبس زیباست
رسول و حیدر و زهرا دهند دست به دست
به خنده خنده گلی را که بلبلش طاهاست
هنوز نامده بگرفت دست فطرس را
که دست گیری از پا فتادگان با ماست
طلب کنید زمعبود هرچه می خواهید
که مستجاب در این لیلی شریف دعاست
به بیت وحی چراغ هدایتی تابید
که روشنایش افزون ز وسعت دنیاست
به منکران شفاعت بگو نگاه کنید
شفیع بر روی دست شفیعه ی دو سراست
خدا به ختم رسل کشتی نجاتی داد
که پیش وسعت او گم هزار ها دریاست
در انبیا و رسل در ائمه تنها اوست
که خاک تربتش از بهر درد خلق دواست
رسول گفت حسین از من است و من زحسین
نبی حسین و حسین اش همان رسول خداست
چه دیدنیست به بوستان سبز وحی گلی
که نقش بوسه ی پیغمبرش ز سرتا پاست
به شهریاری عالم مقام خود ندهد
کسی که پشت درخانه ی حسین گداست
به صبح سوم شعبان ولادت اول
ولادت دگرش ظهر روز عاشوراست
نوشته اند ز خونش به صفحه تارخ
که هرکه در ره حق شد فنا بقای بقاست
خدا گواست غلام سیاه چهره ی او
به خیل چهر سفیدان روزگار آقاست
حسین کیست چراغ هدایتی که از او
همیشه روشن هفتاد دو چراغ هداست
نسیمی از حرمش گر گذر کند به جهیم
جهیم اگر بفروشد به خلد ناز ، به خود ناز رواست
این حسین کیست چراغی که محفل نورش
تنور و مقتل و نوک سنان و تشت طلاست
وضیفه ی همه انبیا به دوشش بود
گذشت از سرو از جان کرد قامت راست
من کیم سالار دینم من کیم سرّ مبینم
من کیم خصم ستمگر من کیم حق را معینم
من کیم عین الحیاتم من کیم ماء معینم
من کیم الله را نور سماوات و زمینم
من کیم فرزند زهرا و امیرالمومنینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
....
من به هر گم گشته ای تا حشر مصباح الهدایم
من همه آزاد مردان را امام و مقتدایم
من به ذات اقدس حق عبد پیش از ابتدایم
من کیم وجه خدا نور خدا خون خدایم
من کیم مولای خلقت هستی هست آفرینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
من کیم حجر و حطیمم من کیم رکن و مقامم
من کیم صبر و ثباتم من کیم خون و قیامم
من کیم شمس ولایت من کیم ماه تمامم
من رکوعم من سجودم من صلاتم من صیامم
من جوادم من کریمم من امانم من امینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
من کیم من کعبه ام من زمزمم سعیم صفایم
من کیم من باغبان گلبن عشق و وفایم
من خلیل صد ذبیحم من ذبیحاً بالقفایم
من عزیز فاطمه نجل علیِ مرتضایم
من نبی را جان شیرین خلق را شور آفرینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
خون من خون خداوند جهان آراست آری
جد محمد(ص) ، باب حیدر ، مادرم زهراست آری
روز من هر روز روز محشر کبراست آری
سوم شعبان نه ، میلاد من عاشوراست آری
چون خدا در قلب خلق اولین و آخرینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
بارها ختم رسل بوسید از پا تا سرم را
شستشو با اشک چشم خویش داده پیکرم را
کرده پیش از شیر مادر ذات حق پر ساغرم را
دوست دارم دوست دارم دوست دارم زائرم را
در گلستان جنان با زائر خود همنشینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
من شهادت را ز خون پاک خود اقبال دادم
من به عاشورائیان تا صبح محشر حال دادم
من بقا بر دین و قرآن و رسول و آل دادم
من نخورده شیر از مادر به فطرس بال دادم
من خدا را دست لطف و مرحمت در آستینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
گاه روی قلب پیغمبر چو قرآن جای دارم
گه به پشت و گه به زانو گه به دوش او سوارم
گاه سر بر دامن زهرای اطهر می گذارم
گاه در گودال خون بر خاک مقتل سجده آرم
گه به خاکستر بود ماه جمال نازنینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
من کیم من رمز قرآن ، من کیم من سر هویم
من کیم من مصطفا را رنگ و بوی و خلق و خویم
من کیم آن کو نبی گفت اوست از من من از اویم
من به کل انبیا با روی خونین آبرویم
من به خیل اولیا با مهر خود حبل المتینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
من به نای خسته ی دل نغمه ی راز و نیازم
من به درد بی دوای خلق عالم چاره سازم
من کیم من دلفروزم من کیم من دلنوازم
من کیم حکمم ، کتابم ، من کیم حجم ، نمازم
من وضو را آبرو بخشیدم از خون جبینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
من کیم آنم که آمد ارجعی در باره ی من
روح پیغمبر طواف آورده بر گهواره ی من
کاروان دل بود از هر طرف آواره ی من
مصحف پیغبران اعضای پاره پاره ی من
اولیا آرند حاجت از یسار و از یمینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
من دعای مستجاب آیه ی امن یجیبم
من به درد عالمی از تربت پاکم طبیبم
من شما را آشنایم ، دوستم ، یارم ،حبیبم
من غریبم من غریبم من غریبم من غریبم
من به میثم سوز دادم با کلام آتشینم
من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم
يا حسين امشب دلم بي تاب توست
در سرم ياد شهامتهاي توست
باز هم راه خودم گم كرده ام
چاره ام تنها هدايتهاي توست
يا حسين بر خاستي بر خاستي
ياوري گر هست گفتي او كجاست؟
ان همه مرد و نيامد جز تني
هر كسي پيمان شكسته رو سياست
يا حسين ان ظهر گرم كربلا
تشنه لب بر قلب دشمن تاختي
با علمدارت ابالفضل يا حسين
قصه ي عشق و عدالت ساختي
يا حسين صحراي خون شد كربلا
خون پاك پيروان رو سپيد
اين شب شام غريبان است باز
ناله هاي زينب كبري رسيد
يا حسين تو جاوداني يا حسين
تو هميشه پايداري يا حسين
هر كه خواند قصه ي ايثار تو
زير لب اهسته گويد يا حسين
دوبیتی(رباعی)
یک موی حسین بر دو جهان می ارزد
....
****
****
****
****
****
اشعار حضرت سجاد(ع)
گل و گلخانه
نه تنها خيمه گاهم ز آتش بيگانه ميسوزد
که بنياد وجودم، از غم جانانه ميسوزد
در خونين ز چشمانم، به دامن، چون نيفشانم؟
که پيش ديدگانم، کودکي در دانه ميسوزد
تو سوداي حسيني بين، که شد بيعانه اش اکبر
دل عشاق تا محشر، ازين بيعانه ميسوزد
لب خشک علي اصغر، شکوفا لاله کوثر
درين صحرا ز جور زاده مرجانه ميسوزد
هماي رحمت حق، ذوالجناحش بي سوار آمد
ز راه آتشين من، مگر اين لانه ميسوزد؟
من از داغ عزيزانم، چنين گريان وسوزانم
که باغستان زهرا را، گل و گلخانه ميسوزد
دل بشکسته ام، يا رب ندارد جز تو دلداري
تو صاحبخانه اي آخر، نظر کن، خانه ميسوزد
(حسان)، از داغ ثارالله، فروزان آتش غم شد
دل هر ذره چون خورشيد ازين گيرانه ميسوزد
نام شاعر:حبيب چايچيان
سخن ناتمام
اين کاروان را ساربان، هم روز و هم شب ميبرد
همراه خود سجاد را، با آتشين تب ميبرد
آن نيزه دار سنگدل، رأس شهيد عشق را
ناگفته با خواهر سخن، از پيش زينب ميبرد...
نام شاعر:حبيب چايچيان
خداباماست
درخيمه پردودي،ماشام عزاداريم
يارب چه شب تاري،درکرب وبلاداريم
دلخسته وگريانيم،ماجمع پريشانيم
گرنيست کمک مارا،مانيزخداداريم
نام شاعر:حبيب چايچيان
سنگ جفا
بسوخت آتش دشمن،خيام پيغمبر نگه نداشت عدو،احترام پيغمبر
شکست سنگ جفا،آن دهان پاکي را که مي رساند به مردم،پيام پيغمبر
نام شاعر:حبيب چايچيان