مداحی,شعر,آموزش مداحی,شعر مذهبی,سبک
مداحی.اموزش مداحی.انچه یک مداح باید بداند.بانک شعر مذهبی.بانک اشعار سبکی
عرض تسلیت بمناسبت سالروز شهادت امام صادق ع*جهت دسترسی راحت تر به مطالب بروز شده از آرشیو مطالب استفاده کنید
بوی پیراهن حسینـ ع


پیراهن تو بوی گل یاس می دهد
بوی علیُّ و مادر احساس می دهد

مانده هنوز خون تو بر آن به جا حسین
خونی که بوی روضه ی عبّاس می دهد

من تشنه ی وصال تو هستم نه جام آب
زرگر کجا به جای مس الماس می دهد؟!

الماس تکـِّه تکـِّه ی من خاک کربلا
نورت به هر حسینیِّه ای پاس می دهد

اجر کسی که گریه به تو کرده را خدا
با دست نیمه جان به دستاس می دهد

تنها دعای زینب تو لحظه ایست که
مهدی جواب ضربه ی آن داس می دهد
---------------------------
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها!

کلیه حق وحقوق این وبلاگ متعلق است به موسسه آموزشی علمدار وهدیه تمام استفاده مطلبی از این وبلاگ بدون ذکرمنبع و صلواتی جهت سلامتی آقا حجه ابن الحسن امام زمان(عج) بلا مانع است .جهت ارتباط با بنده حقیر میتونید از طریق پیامک با شماره
(10005112700853)
یا از طریق همین وبلاگ تماس داشته باشید.
التماس دعا خادم شما.
دستـ به دامان توام
مناسبت بعدی !
    شهادت امام صادق ع
ویدئو منتخبـ
وصیتـ نامه شهداء
پیام نگار

نوحه واحد(احساسی) محرم

به یک سبک بصورت زنجیره ای با موضوعات مختلف 

بهمراه سبک قابل دانلود        م.جوادی

میل مداح        سروده حقیر۱۴۳۴-۱۴۳۵

  

پوشیده شد رخت سیاه به عالم          اومده باز فصل عزا وماتم

به تن کنید پیرهن مشکیارو            رسیده باز ماه حسین محرم

 

 

**متن کامل اشعار ودر یافت سبک در ادامه مطلب**


برچسب‌ها: نوحه واحد محرم, سبک نوحه واحد ده شب محرم, نوحه واحد زنجیره ای شبهای محرم, سینه زنی ودانلود نوحه واحد محرم92

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...
پنجم آبان 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

کربلا یعنی نوای العطش
روی لب ها رد پای العطش
کربلا یعنی سرا پا سوختن
تشنه لب بین دو دریا سوختن
کربلا یعنی که سقای ادب
در کنار شط بیفتد تشنه لب
کربلا یعنی حضور فاطمه
پیش سقا در کنار علقمه
کربلا یعنی تبسم بر اجل
نزد قاسم مرگ احلی من عسل
کربلا یعنی علی اصغر شدن
تشنه بردوش پدر پرپر شدن
کربلا یعنی فغان و التهاب
خیره بر گهواره چشمان رباب
کربلا یعنی که رزم حیدری
اکبر آسا غرق خون جنگ آوری
کربلا یعنی وداع زینبین
پشت خیمه با گل زهرا حسین
کربلا یعنی حضور گرگها
بر خیام یوسف آل عبا
کربلایعنی یتیمان حسین
گریه در شام غریبان حسین
کربلا یعنی شرف در یک کلام
بر حسین وکربلای او سلام
السلام ای کعبه آمال ما
ای صفا و شور و عشق و حال ما
خاک تو دارالولای اهل دل
مروه و سعی و صفای اهل دل
کربلا بوی خدایی میدهد
عطر ناب آشنایی میدهد
علیرضا فولادی


برچسب‌ها: کربلا, اشعار کربلا, شعر محرم شب دوم, شب 2 محرم, محرم

نوحه زمینه محرم حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام

اصحاب و یاران باوفای آن حضرت

بصورت موضوعی ده شب محرم و مناسبات مرتبط به انضمام 

اشعار روضه منطبق با موضوع و تصویر نوحه که در انتهای

هر موضوع پیشنهاد شده

همراه سبک قابل دانلود      ۱۴۳۴ سروده حقیر

 بند آزاد میل مداح       م.پایدار حسینی

 

 

 

 

**جهت دریافت متن وسبک نوحه به ادامه مطلب مراجعه نمایید**


برچسب‌ها: اشعار نوحه ده شب محرم, سبک سینه زنی ده شب محرم92, دانلود رایگان نوحه و سبک سینه زنی ده شب محرم 92, شعر و سبک نوحه ده شب محرم, سینه زنی محرم

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

کاروان سلاله های خدا

کاروان امام عاشورا

کاروان بهشتیان زمین

کاروان فرشتگان سما

یکی از نوکرانشان جبریل

یکی از چاکرانشان حورا

گوشه ای از صدایشان داوود

نفسی از دعایشان عیسی

نوجوانانشان چو اسماعیل

پیرمردانشان خلیل آسا

زایر اشکهایشان باران

تشنه مشکهایشان دریا

همه آیات سوره ی مریم

همه چون کاف و ها و یا والی

یوسفان عشیره ی حیدر

مریمان قبیله ی زهرا

کعبه میبیند و طواف ملک

چشم تا کار میکند اینجا

کشتگان حوادث امروز

صاحبان شفاعت فردا

تا به حالا ندیده هیچ کسی

این همه آفتاب یکجا

هر دلی با دلی گره خورده است

همه مجنون صفت همه لیلا

دارد این کاروان صحرایی

دخترانی عفیفه و نو پا

همه با احترام و با عزت

همه در پرده های حجب و حیا

پرده را از مقابل محمل

باد حتی نمی برد بالا

دور تا دورشان بنی هاشم

تحت فرمان حضرت سقا

پای علیا مخدره زینب

روی زانوی اکبر لیلا

از غروب مدینه می آیند

در زمینی به نام کرب وبلا

میرسیدند و یاد می کردند

از سر و طشت و حضرت یحیی

حق نگهدار این همه مجنون

حق نگهدار این همه لیلا

 استاد لطیفیان


برچسب‌ها: ورود کاروان به کربلا, اشعار ورودیه کاروان, شعر ورودیه کربلا, روضه شب دوم محرم, اشعار روضه شب دوم محرم الحرام
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

 بوی غم بوی جدایی بوی هجران می رسد

کربلا آغوش خود واکن که مهمان می رسد

ناقه ام در گل نشسته چاره ای کن یا حسین

دیر اگر آیی کنارم بر لبم جان می رسد

حاجی زهرا علم کن خیمه هایت در منا

زین عطش آباد بوی عید قربان می رسد

خاک سرخ این بیابان بوی مادر می دهد

گوش کن آوای محزون حسین جان می رسد

گو فرات بی مروّت اینقدر هوهو مکن

کودک ششماهه ای با کام عطشان می رسد

کمتر از ده روز دیگر بی برادر می شوم

روزگار عشق بازی ها به پایان می رسد

در همان لحظه که ترکیب رخت پاشد زهم

از حرم زینب به گیسوئی پریشان می رسد

کمتر از ده روز دیگر از فراز نیزه ها

درچهل منزل به گوشم صوت قرآن میرسد

قافله سالار زینب گو شبی بر ساربان

وقت خاتم بخشی دست سلیمان می رسد

وای از هنگامه وصلی که یک نیزه سوار

روبرو با خواهری پاره گریبان می رسد

قاسم نعمتی


برچسب‌ها: شعر ورودیه کاروان به کربلا, اشعار ورودیه اهل بیت حسین, روضه شب دوم محرم, عزای کاروان حسین, مرثیه رسیدن کاروان به کربلا

چکیده شعر...

آسمان هم در انحصارش بود

کهکشان گوشه ی نقابش بود

آتش؛ آتش گرفته ی نورش

آب سیراب آبشارش بود

بعد پنجاه و چند سال حسین

باز هم غرق در بهارش بود

قامتش را ندید حتی ماه

که علمدار پرده دارش بود

محرم محملش فرشته نبود

تا علی اکبرش کنارش بود

کاروانِ عشیره ی زهرا

تحت امرش در اختیارش بود

ناقه اش روی بال جبرائیل

کز ندیمانِ بی شمارش بود

حج خود با جهاد کامل کرد

نینوا آخرین دیارش بود

محملش ایستاد و پایین رفت

لحظه ی سختِ انتظارش بود

شور میزد دلش که می دانست

قتلگاهی در انتظارش بود

**متن کامل شعر در ادامه مطلب**


برچسب‌ها: روضه رسیدن کاروان به کربلا, اشعار رسیدن کاروان به کربلا, شعر روضه شب دوم محرم, شب دوم محرم, محرم

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

روز مرا مخواه که شام عزا کنی

خیمه مزن که خیمه غم را به پا کنی

دلشوره های خواهر خود را نگاه کن

پیش از دمی که با غم خود آشنا کنی

حتی قسم به سایه عباس میخورم

تا التماس های مرا هم روا کنی

تعبیر شد تمامی کابوس های من

من را به قتلگاه کشاندی رها کنی

صد بار دیده ام غمت از کودکی به خواب

صد بار دیده ام که در اینجا چه ها کنی

دیدم که خاک بر سر و رویم نشسته است

دیدم رسیده ای که مرا مبتلا کنی

دیدم لبت ترک ترک و چهره سوخته

دیدم به چشمِ قاتل خود چشم واکنی

دیدم که سنگ شیشه پیشانیت شکست

دیدم که تیر از بدن خود جدا کنی

دیدم برای آنکه بخیزی به زانویت

سر نیزه ای شکسته گرفتی عصا کنی

دیدم لباس مادری ات را ربوده اند

پیراهنی نبود و تنت بوریا کنی

جواد حیدری


برچسب‌ها: روضه شب دوم محرم, اشعار شب دوم محرم, شعر روضه شب دوم محرم, شب دوم محرم
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

چکیده شعر... 

وقت برپایی حرم شده است

زانوانی غیور خم شده است

لرزه افتاده بر تمامی دشت

وقت کوبیدن علم شده است

چشمش از چادری تبرک کرد

پشت سقا دوباره خم شده است

بر زمین پا نهاد خاتونی

آسمان خاک این قدم شده است

زیر لب یا مجیب می خواند

که وجودش پر از علم شده است

غرق دلشوره است و مثل رباب

چشم هایش مدار غم شده است

لحظه های غروب نزدیک است

کمی از هُرم روز کم شده است

باز آرام با برادر گفت :

دل من تنگ مادرم شده است

**متن کامل شعر در ادامه مطلب**


برچسب‌ها: روضه شب دوم محرم, محرم, اشعار شب دوم, دومین شب محرم, شب دوم محرم

ادامه مطلبــ کلیک کنید یا علی ...

یک قافله از نور فراتر

از منظر آب روشنا تر

یک قافله بیدارتر از صبح

از هر چه طلوع باصفاتر

یک قافله برگزیده ای که

در زمره عشق مصطفاتر

آنقدر رها شده زهستی

از زلف نسیم هم رها تر

یک قافله در مسیر قبله

اما جهتش قبله نما تر

هفتاد و دو جام در کف دست

از یکدگرند مبتلا تر

رویاتر از آنچه خواب دیدند

اما به حقیقت آشنا تر

...

یک قافله از قبیله لا

یک قافله از عالم بالا

یک قافله آیه های تطهیر

مصداق شرابهم طهورا

یک قافله بالاتر از عیسی

یک قافله مریم و صفورا

یک قافله از تبار مجنون

یک قافله از دیار لیلا

یک قافله ی پر از اجابت

مانوس تر از نماز شب ها

یک قافله از مهریه آب

یک قافله بچه های زهرا

یک قافله غنچه های تشنه

یک قافله دور و بر سقا

...

این قافله آمد و اذان داد

این قافله در نماز جان داد

این قافله را پیاده کرد و

یک یک به ملائکه نشان داد

نیت که نمود عرش لرزید

تکبیر که گفت عشق جان داد

جنات و هر آنچه در بهشت است

بر قاطبه فرشتگان داد

دیدند که سر به سجده برد و

هفتاد و دو سر به آسمان داد

آنگاه نشست و گریه کرد و

هی آب به دست کودکان داد

پس دست تمام کودکان را

در دست عموی مهربان داد

...

فرمود شما فصل بهارید

پس گریه برای هم ببارید

فرمود خیام کودکان را

در بین خیام ما گذارید

دور و بر خیمه خار صحراست

باید همه جا لاله بکارید

عباس پناه همه ماست

باید به عمو پنا آرید

پس غصه برای چیست وقتی

تا کوفه و شام عمه دارید

جان من و جان این سه ساله

تنهاش مبادا بگذارید

رحمان نوازنی


برچسب‌ها: شب دوم محرم, اشعار شب دوم محرم, شعر شب دوم محرم, اشعار قافله امام حسین
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

آفتاب دوباره ای پیداست

روی دوشش ستاره ای پیداست

مشک بر روی شانۀ عباس

لب دریا کناره ای پیداست

این طرف غیر خار در دستی

وایِ من سنگ خاره ای پیداست

آن طرف حنجری عطش آلود

در پسِ گاهواره ای پیداست

این طرف با سه شعبه های خودش

روی اسبی سواره ای پیداست

آه از توی گودی گودال

سر دارالاماره ای پیداست

اگر این نیزه ها اجازه دهند

بدن پاره پاره ای پیداست

...

خاک این دشت سربلند شده

روی پایش اگر بلند شده

کاروانی ز دور می آید

آه از هر جگر بلند شده

چهرۀ ماهتاب این لشگر

روی دست قمر بلند شده

به قد و قامت علی اکبر

چشم نیزه نظربلند شده

وای تیر سه شعبه ای انگار

روی پاهای پر بلند شده

روی زانو نشسته حرمله و

روی دستی پسر بلند شده

سمت هرکس حسین در نقشی

گه عمو گه پدر بلند شده

این خمیده سه ساله کیست مگر

مادر از پشت در بلند شده

نجمه گوید که قد قاسم من

از چه رو اینقدر بلند شده

روی دست تو اکبر از پا؟ نه

از میان کمر بلند شده

...

گل به وقت گلاب نزدیک است

لحظۀ اضطراب نزدیک است

لحظه ای که عمو به خود می گفت

مشک بردار آب نزدیک است

بی گمان بین آب و ششماهه

لحظۀ انتخاب نزدیک است

لحظۀ رو گرفتن ارباب

از نگاه رباب نزدیک است

آه خفاش های بی مقدار

کشتن آفتاب نزدیک است

لحظه های کشیدن دست و

روسری و نقاب نزدیک است

مهدی رحیمی


برچسب‌ها: روضه دوم محرم, اشعار دوم محرم, محرم, دومین شب محرم, شب دوم محرم

امروز آقا شور و حالت بی بدیل است

انگار هنگام نزول جبرئیل است

سرشار از انّا الیه الرّاجعونی

آیات استرجاع تو بانگ رحیل است

یعنی بدان زینب که این پایان خط است

چون وعده ی من با خدا بین دو شطّ است

...

 از ذوالجناح آن عرش پیما مرکب خود

بر خاک نازل گشتی و زیر لب خود

هذا قریر العین می گفتی پیاپی

انگار که دل کنده ای از زینب خود

یعنی بدان زینب که این پایان خط است

چون وعده ی من با خدا بین دو شطّ است

...

 جبریل آمد تا رکابت را بگیرد

شاید که یک کم از شتابت را بگیرد

گفتم که این امّن یجیب از چیست؟ گفتی

شاید دعایم اضطرابت را بگیرد

یعنی بدان زینب که این پایان خط است

چون وعده ی من با خدا بین دو شطّ است

...

 در مَنظر چشمان دل نازک ترینها

یعنی به پیش دیده ی محمل نشینها

دِرهم عطا کردی و ملک خود خریدی

از مستجرهای خودت در این زمینها

یعنی بدان زینب که این پایان خط است

چون وعده ی من با خدا بین دو شطّ است

...

 مانند باران تا که شر شر می زنی تو

بر شیشه ی قلبم تلنگر می زنی تو

حس می کنم که چادرم در دست باد است

در این زمین وقتی که چادر می زنی تو

یعنی بدان زینب که این پایان خط است

چون وعده ی من با خدا بین دو شطّ است

...

 در خواب دیدم معجرم روی تن توست

در دست من یک تکّه از پیراهن توست

فهمیدم از اشک تو و دلشوره ی خود

تعبیر خوابم کربلایی گشتن توست

یعنی بدان زینب که این پایان خط است

چون وعده ی من با خدا بین دو شطّ است

 سعید توفیقی


برچسب‌ها: روضه ورود به کربلا, اشعار ورود به کربلا, شعر روضه شب دوم محرم, شب دوم محرم, محرم
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

دلشوره اي افتاده در جانم برادر

غمگينم و سر در گريبانم برادر

حس بدي دارم، عجب دشت عجيبي ست

مبهوت سِحر اين بيابانم برادر

يك دشت مرد اجنبي دور و برماست

اينجا مزن خيمه، هراسانم برادر

در كاروانت دختران بي شماري ست

مي ترسم از آينده ؛ حيرانم برادر

جايي براي بازي طفلان تو نيست

دلواپس ِ خار مغيلانم برادر

صحراي محشر پيش اين صحرا بهشت است

خشكيده لبهاي غزل خوانم برادر

دست دخيل خارهاي ِ دشت رفته

سمت ضريح پاك ِ دامانم برادر

بادي جسارت كرد و خلخالم تكان خورد

تشويش دارم‌؛ دل پريشانم برادر

آن نامه هاي بار اُشتر را نشان ده

با حُر بگو در كوفه مهمانم برادر

با زينبت دنيا سرِ سازش ندارد

مظلومه ي معروفِ دورانم برادر

از كودكي با درد ِ چشمم خو گرفتم

در گريه كردن، پير كنعانم برادر

وحید قاسمی


برچسب‌ها: اشعار ورود کاروان به کربلا, شعر کاروان کربلا, اشعار شب دوم محرم, مرثیه شسب دوم محرم, شب دوم محرم
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

زمین کربلا اینجاست زینب

دیار پر بلا اینجاست زینب

تحمل می کنی؟ گویم برایت

فراق ما دو تا اینجاست زینب

صدایی آشنا آید به گوشم

که مادر قبل ما اینجاست زینب

چه سرهایی شکسته بین این دشت

مسیر انبیا اینجاست زینب

برای خواب پنجاه سال پیشت

دم تعبیر ها اینجاست زینب

همان جایی که گفته امّ أیمن

زمین نینوا، اینجاست زینب

بزن بوسه تمام سینه ام را

ضریح مصطفی اینجاست زینب

همان جایی که قرآنها بیفتد

به زیر دست و پا اینجاست زینب

ببین نرمی زیر حنجرم را

فرود نیزه ها اینجاست زینب

ببین این مهره های محکمم را

ذبیحاً بالقفا اینجاست زینب

تمام خاک این صحرا خریدم

همه سرّ خدا اینجاست زینب

به مسلخ پا گذاریّ و ببینی

غسیلاً بالدّماء اینجاست زینب

مبادا معجر از سر وا نمایی

عدوی بی حیا اینجاست زینب

حنا از خون به گیسویت بگیری

حجاب کبریا اینجاست زینب

قاسم نعمتی


برچسب‌ها: روضه شب دوم محرم, اشعار شب دوم محرم, اشعار روضه کاروان محرم, مرثیه شب دوم محرم
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

اینجا که آمدیم غم و غصّه پا گرفت

دلشوره ای عجیب، وجود مرا گرفت

حسّ غم جدایی این دشت لاله خیز

بال و پرم جدا و دلم را جدا گرفت

فالی زدم به مصحف پیشانی ات حسین

آیات غربت تو دلم را فرا گرفت

در این حسینیه که همان عرش کبریاست

حق، امتحان ز قافله ی انبیا گرفت

تنها دلیل بودن من! سایه ی سرم!

زینب فقط به عشق برادر بقا گرفت

بین خیام خیمه ی عبّاس دیدنی است

شکر خدا رکاب مرا آشنا گرفت

تا وقت هست حلقه ی انگشتری درآر

از ترس ساربان دل زینب عزا گرفت

وای از دل رباب که بیند به جای آب

تیر سه پر به حنجر ششماهه جا گرفت

اینجا درخت و نیزه تفاوت نمی کند

هریک به سهم خویش نشان تو را گرفت

تو ناله می زنی عوضش سنگ می زنند

وای از دمی که دور تو را نیزه ها گرفت

وای از شتاب دست پلیدی که عاقبت

زیور ز گوش دخترکان بی هوا گرفت

حتّی مدینه این همه زجرم نداده بود

یک نیمه روز جان مرا کربلا گرفت

احسان محسنی فر


برچسب‌ها: اشعار شب دوم محرم, اشعار روضه شب دوم محرم, شعر شب دوم محرم, روضه شب دوم محرم, اشعار دوم محرم

با احتیاط لاله ي ما را پیاده کن

عباس جان، سه ساله ي ما را پیاده کن

با احتیاط بار حرم را زمین گذار

زانو بزن وقار حرم را زمین گذار

با احتیاط تا که نیفتد ستاره ای

می ترسم آنکه گیر کند گوشواره ای

چشم مخدرات به سمت نگاه تو

دوشیزه گان محترمه در پناه تو

باحوریان رفته به زیر نقابها

یک لحظه روبرو نشدند آفتابها

این حوریان عزیز خدایند و بس، همین

این دختران کنیز خدایند و بس، همین

این دختر علی ست که بالش شکستنی است

ناموس اعظم است و وقارش شکستنی است

از این به بعد ماهِ حرم آفتاب باش

عباس جان مراقب این با حجاب باش

این دختران من که بیابان ندیده اند

در عمر خویش خار مغیلان ندیده اند

یک لحظه هم ز خیمه ي طفلان جدا نشو

جان رباب از دم گهواره پا نشو

توهستی و اهالی این خیمه راحتند

در زیر سایه ات همه در استراحتند

توهستی و به روز حرم شب نمی رسد

چشم کسی به قامت زینب نمی رسد

یک عده یوسف اند و یک عده مریم اند

احساس می کنم همه دلواپس هم اند

احساس می کنم که جوابم نمی دهند

با آب آب گفتنم آبم نمی دهند

راضی ام و رضایت یزدانم آرزوست

از سنگها شکستن دندانم آرزوست

من راضیم به پای خدا دست و پا زنم

با صورتم به خاک بیفتم صدا زنم

اگر به روي نی سر ِمن نیز رو شود

تا که مقام خواهر من نیز رو شود

جام بلا به دست گرفتیم ما دو تا

این جام را الست گرفتیم ما دو تا

می خواستیم عبد شدن را نشان دهیم

پیغمبر و علی و حسن را نشان دهیم

با احتیاط لاله ي ما را سوار کن

زینب بیا سه ساله ي ما را سوار کن

با احتیاط خسته شدند این ستاره ها

این گوش پاره ها سر گوشواره ها

 استاد لطيفيان


برچسب‌ها: روضه شب دوم, روضه ورودیه کاروان, اشعار ورودیه کاروان به کربلا, روضه شب دوم محرم, مرثیه شب دوم محرم
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

اينجا به غير از شوره‌زاري نيست ، برگرد

در اين خزان جاي بهاري نيست برگرد

دستم به دامانت مكش دامن ز دستم

آرامشم اينجا قراري نيست برگرد

ديدي تمام نخلها سر نيزه بودند

این باغ جز ابر غباري نيست برگرد

اينجا براي سر بريدن دشت در دشت

تيغ است امّا هيچ ياري نيست برگرد

از تيرهاي حرمله پيداست حتّي

رحمي به طفل شير خواري نيست برگرد

وقتي زدستت آب مي‌نوشيد دشمن

دل گفت اينجا چشمه ساري نيست برگرد

بگذار بوسم بوسه‌گاه مادرم را

آه اين گلوي ني‌سواري نيست برگرد

حسن لطفی


برچسب‌ها: روضه شب دوم محرم, محرم, اشعار محرم, شعر شب دوم محرم, شب 2محرم
بیست و نهم شهریور 1392 :: ::  خــادم : خاک پای مولا(باب الجنه)

 کربلا منتظر ماست... بیابرگردیم

به خدا محشر کبری ست بیا برگردیم

چه کنم شور عجیبی به دلم افتاده

دیده ام چشمه ی دریاست بیا برگردیم

چه کنم شور عجیبی به دلت افتاده

نگرانی تو پیداست بیا برگردیم

دیدی گفتم خبری هست که ما بی خبریم

راه برگشت مهیاست بیا برگردیم

پرده ها رفت کنار از جلوی چشمانم

فکر بد در سر آنهاست بیا برگردیم

حرمله منتظر ماست به آن جا برسیم

هدفش صورت سقاست بیا برگردیم

صحبت طفل رباب است در آن بحبوحه

صحبت اکبر لیلاست بیا برگردیم

دیدم آنجا که همه حلقه زدند با نیزه

به سر نعش تو دعواست بیا برگردیم

دیدم این سو تو به گودال می افتی آن سو

دشمنت گرم تماشاست بیا برگردیم

دشدشه تا زد و بر سینه ی تو با چکمه

تا نشست ناله ای برخاست بیا برگردیم

علیرضا خاکساری


برچسب‌ها: روضه شب دوم محرم, مرثیه شب دوم محرم, اشعار شب دوم محرم, شعر شب 2محرم, اشعار روضه محرم
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>
آرشیو موضوعات
آمــار زائرینـ
کلام نابـ
 
 
همه زندگیم خرج حسینـ استـ | : ایــمانـ غلامی
 

پیچک